پدر پدرام موسوی، از کشته‌شدگان هواپیمای اوکراینی: خطای انسانی؟ این اوج خطای حیوانی بود!

14/01/2020 08:27:00 ب.ظ

سقوط_هواپیما, هواپیمای_اوکراینی

«آن‌وقت در اثر چیزی که اسمش را خطای انسانی می‌گذارند، بچه‌ام، همسر نازنینش و دو تا نوه‌ گلم پرپر می‌شوند. این خطای انسانی نیست، اوج خطای حیوانی است.» گزارشی از شهروندخبرنگار ایران وایر: اخبار_ایران سقوط_هواپیما هواپیمای_اوکراینی شهروندخبرنگاری

دسته‌های گل، ورودی سالن اجتماعات مسجد جامع «شهرک غرب» در تهران را پر کرده‌اند. این‌جا مراسم یابود دکتر «پدرام موسوی»، دکتر «مژگان دانشمند» و دو فرزند دلبندشان، «دریا» ۱۴ ساله و «درینا» ۹ ساله است. آن‌ها از مسافران پرواز مرگ بودند؛ پرواز هواپیمای اوکراینی که بر اثر شلیک موشک از پدافند خودی منهدم شد.

سالن اجتماعات مدام پر و خالی می‌شود. پدرام موسوی و مژگان دانشمند هر دو از فارغ‌التحصیلان «دانشگاه علم و صنعت» بودند. پدرام از این دانشگاه، مهندسی برق با گرایش مخابرات را دریافت کرده بود و مژگان مهندسی برق با گرایش الکترونیک. هر دو در کانادا تا مقطع دکترا ادامه تحصیل داده و از استادان و محققان «دانشگاه آلبرتا» بودند. پدران هر دو نفرشان پزشک هستند و همکار یک‌دیگر.

ادامه مطلب:
ایران وایر »

دوازدهمین روز اعتراضات در ایران؛ شمار هشتگ‌های مهسا امینی از ۱۳۰ میلیون عبور کرد

دور جدید اعتراضات مردمی در ایران که از ۲۵ شهریور با کشته شدن مهسا امینی، شهروند ایرانی ساکن سقز در اثر ضرب و شتم مأموران گشت ارشاد تهران آغاز شد، وارد دوازدهمین روز خود شده است. ادامه مطلب >>

هرچی بگه حق داره خطای انسانی جای خود بیکفایتی و بی لیاقتی تا این حد اصلا قابل قبول نیست 😔 MariehNadjaryan جدا از این بحث که این رژیم جنایتکار، جون این همه آدم بی گناه رو عین آب خوردن گرفت و زندگیهارو نابود کرد؛چون ب اشتباه ب هرعزیزی ک اونجا درس میخوند، گفته شد نابغه،باعث شد تا بالا بودن مقام علمی پدرام موسوی و خانومش مژگان دانشمند ک واقعا نابغه بودنو تو اونجا پروفسور بودن،به چشم نیاد

پدر پدرام موسوی، از کشته‌شدگان هواپیمای اوکراینی: کدام خطای انسانی؟ این اوج خطای حیوانی بود!اینطور نیست اینها فقط دنبال این هستند که هر جور شده ماله کشی کنند تا زودتر این ننگ فراموش بشه چون ما مردمی هستیم با حافظه ماهی!

پدر پدرام موسوی، از کشته‌شدگان هواپیمای اوکراینی: کدام خطای انسانی؟ این اوج خطای حیوانی بود!اینطور نیست اینها فقط دنبال این هستند که هر جور شده ماله کشی کنند تا زودتر این ننگ فراموش بشه چون ما مردمی هستیم با حافظه ماهی!

تمام ابعاد حادثه تلخ هواپیمای اوکراینی باید روشن شودجهانگیری در دیدار با خانواده یکی از جانباختگان حادثه انهدام هواپیمای_اوکراینی : تمام ابعاد حادثه تلخ هواپیمای اوکراینی باید روشن شود در این حادثه بسیار تلخ و دردناک، تعداد زیادی از نخبگان و سرمایه های بزرگ کشور از دست رفتند چرا عکس آقا ر نذاشتن بی شعورای ضد ولایت فقیه والا جهانگیری جانم چشم بسته غیب هم که میگی! بفرمایید با این وضع خفت و خواری حضرتعالی و رییس تون چرا کرسی‌ها را رها نمی‌کنید بروید پی کاری دیگر! هان؟!🤔🤨 دماغ کیری برای ماس مال کردن رفته

جهانگیری: تمام ابعاد حادثه تلخ سقوط هواپیما باید روشن شودتهران- ایرنا- معاون اول رییس‌جمهوری با حضور در منزل یکی از جان‌باختگان سانحه هواپیمای اوکراینی گفت: باید ابعاد مختلف این اتفاق مشخص و جزئیات آن به مردم اطلاع‌رسانی شود. چه کسی ابعاد مسله را روشن خواهد کرد؟

اگر تنش‌ها افزایش نیافته بود، مسافران هواپیمای اوکراینی امروز در خانه‌هایشان بودندنخست وزیر کانادا گفت: اگر اخیراً تنش‌ها در منطقه تشدید نشده بود، کانادایی‌های حاضر در آن پرواز می توانستند در حال حاضر با خانواده خود در خانه باشند. ترامپ_دیوانه

شناسایی ۵۰ پیکر از جان‌باختگان حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی + اسامیرییس سازمان پزشکی قانونی کشور خبر داد: شناسایی ۵۰ پیکر از جان‌باختگان حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی + اسامی

شهروند خبرنگار دسته‌های گل، ورودی سالن اجتماعات مسجد جامع «شهرک غرب» در تهران را پر کرده‌اند.شهروند خبرنگار دسته‌های گل، ورودی سالن اجتماعات مسجد جامع «شهرک غرب» در تهران را پر کرده‌اند.شهروند خبرنگار دسته‌های گل، ورودی سالن اجتماعات مسجد جامع «شهرک غرب» در تهران را پر کرده‌اند.به گزارش ایسنا، اسحاق جهانگیری عصر امروز(سه شنبه) در دیدار با خانواده سعید کدخدازاده دانشجوی دکتری شیمی آلی که در حادثه هواپیمای اوکراینی جان خود را از دست داد، ضمن تسلیت و ابراز همدردی با این خانواده داغدار، گفت: در این حادثه بسیار تلخ و دردناک، تعداد زیادی از نخبگان و سرمایه های بزرگ کشور از دست رفتند.

این‌جا مراسم یابود دکتر «پدرام موسوی»، دکتر «مژگان دانشمند» و دو فرزند دلبندشان، «دریا» ۱۴ ساله و «درینا» ۹ ساله است. آن‌ها از مسافران پرواز مرگ بودند؛ پرواز هواپیمای اوکراینی که بر اثر شلیک موشک از پدافند خودی منهدم شد. آن‌ها از مسافران پرواز مرگ بودند؛ پرواز هواپیمای اوکراینی که بر اثر شلیک موشک از پدافند خودی منهدم شد. سالن اجتماعات مدام پر و خالی می‌شود. سالن اجتماعات مدام پر و خالی می‌شود. پدرام موسوی و مژگان دانشمند هر دو از فارغ‌التحصیلان «دانشگاه علم و صنعت» بودند. پدرام موسوی و مژگان دانشمند هر دو از فارغ‌التحصیلان «دانشگاه علم و صنعت» بودند. پدرام از این دانشگاه، مهندسی برق با گرایش مخابرات را دریافت کرده بود و مژگان مهندسی برق با گرایش الکترونیک. انتهای پیام.

هر دو در کانادا تا مقطع دکترا ادامه تحصیل داده و از استادان و محققان «دانشگاه آلبرتا» بودند. هر دو در کانادا تا مقطع دکترا ادامه تحصیل داده و از استادان و محققان «دانشگاه آلبرتا» بودند. هر دو در کانادا تا مقطع دکترا ادامه تحصیل داده و از استادان و محققان «دانشگاه آلبرتا» بودند. پدران هر دو نفرشان پزشک هستند و همکار یک‌دیگر. غیر از خانواده‌ها و دوستان و آشنایان، خیلی از افرادی که به مراسم یادبود آن‌ها آمده‌اند، هیچ‌کدام از طرفین را نمی‌شناسند و تنها برای ادای احترام در مراسم حضور یافته‌اند؛ مثل «محسن» که چشمانش پر از اشک است و می‌گوید: «دکتر پدرام مهندسی برق را در دانشگاه ما، یعنی علم و صنعت خوانده بود. غیر از خانواده‌ها و دوستان و آشنایان، خیلی از افرادی که به مراسم یادبود آن‌ها آمده‌اند، هیچ‌کدام از طرفین را نمی‌شناسند و تنها برای ادای احترام در مراسم حضور یافته‌اند؛ مثل «محسن» که چشمانش پر از اشک است و می‌گوید: «دکتر پدرام مهندسی برق را در دانشگاه ما، یعنی علم و صنعت خوانده بود. من هم در همان دانشگاه، همان رشته را خوانده‌ام؛ مهندسی برق با گرایش مخابرات. من هم در همان دانشگاه، همان رشته را خوانده‌ام؛ مهندسی برق با گرایش مخابرات. وقتی این را فهمیدم، یک هم‌ذات‌پنداری در من شکل گرفت و آن قدر پرس‌وجو کردم تا متوجه شدم مراسم یادبودشان امروز و این‌جا است. وقتی این را فهمیدم، یک هم‌ذات‌پنداری در من شکل گرفت و آن قدر پرس‌وجو کردم تا متوجه شدم مراسم یادبودشان امروز و این‌جا است.

» سرش را با تاسف تکان می‌دهد و می‌گوید: «حیف که مملکت ما قدر این دانشمندان را نمی‌داند.» دکتر «فتح‌الله موسوی»، پدر پدرام با بغض برای حضار از فرزندش حرف می‌زند.» دکتر «فتح‌الله موسوی»، پدر پدرام با بغض برای حضار از فرزندش حرف می‌زند.» دکتر «فتح‌الله موسوی»، پدر پدرام با بغض برای حضار از فرزندش حرف می‌زند. اندوه و خشم را می‌توان در چشمان این مرد هفتاد و چند ساله دید. او حرف‌هایش را با گفتن یک خاطره از زمانی که پدرام خودش را برای رفتن به کانادا آماده می‌کرد، آغاز می‌کند: «وقتی قرار بود بورسیه شود، گفت رییس دانشگاه ریز نمرات را امضا نمی‌کند و تحویل نمی‌دهد. او حرف‌هایش را با گفتن یک خاطره از زمانی که پدرام خودش را برای رفتن به کانادا آماده می‌کرد، آغاز می‌کند: «وقتی قرار بود بورسیه شود، گفت رییس دانشگاه ریز نمرات را امضا نمی‌کند و تحویل نمی‌دهد. گفتم من راهش را می‌دانم. گفتم من راهش را می‌دانم.

» او توضیح می‌دهد که با دادن مقداری پول، توانسته بود ریز نمرات امضا شده را بگیرد: «همان جا پدرام فهمید در ایران همه‌چیز با پول در ایران حل می‌شود.» او توضیح می‌دهد که با دادن مقداری پول، توانسته بود ریز نمرات امضا شده را بگیرد: «همان جا پدرام فهمید در ایران همه‌چیز با پول در ایران حل می‌شود. اما من به او گفتم این کار را یاد نگیر؛ توصیه‌ای که پدرام سرلوحه کارش قرار داد.» دکتر موسوی می‌گوید شاگردان، دوستان و همکاران پسرش در دانشگاه همه به سلامت و اخلاق‌مداری او شهادت می‌دهند.» دکتر موسوی می‌گوید شاگردان، دوستان و همکاران پسرش در دانشگاه همه به سلامت و اخلاق‌مداری او شهادت می‌دهند.» دکتر موسوی می‌گوید شاگردان، دوستان و همکاران پسرش در دانشگاه همه به سلامت و اخلاق‌مداری او شهادت می‌دهند. او خاطره ازدواج مژگان و پدرام را این طور تعریف می‌کند: «این بچه‌های نابغه خودشان نمی‌توانند پارتنری پیدا کنند. بی‌میل به ازدواج نبود که ما با خانواده دانشمند آشنا شدیم. بی‌میل به ازدواج نبود که ما با خانواده دانشمند آشنا شدیم.

مژگان شبیه پدرام بود؛ از قیافه، اخلاق، تفکر، ایدئولوژی و همه چیز. مژگان شبیه پدرام بود؛ از قیافه، اخلاق، تفکر، ایدئولوژی و همه چیز. مژگان خودش یک پدرام دیگر بود. مژگان خودش یک پدرام دیگر بود.» او توضیح می‌دهد که در چند روز اخیر بارها دوستان پدرام و مژگان با آن‌ها تماس گرفته‌ و غیر از عرض تسلیت، از دوستی‌ها و کارهایی که آن‌ها برایشان انجام داده‌، حرف زده‌اند. بعد چند ثانیه سکوت می‌کند و می‌گوید: «ببینید من چه باغبانی بوده‌ام و چه بچه‌ای بزرگ کرده‌ام. بعد چند ثانیه سکوت می‌کند و می‌گوید: «ببینید من چه باغبانی بوده‌ام و چه بچه‌ای بزرگ کرده‌ام. بعد چند ثانیه سکوت می‌کند و می‌گوید: «ببینید من چه باغبانی بوده‌ام و چه بچه‌ای بزرگ کرده‌ام. حالا بچه را به این مرحله رسانده‌ام؛ ۴۷ ساله شده با این حجم از مهربانی که هر روز هرجا بودم، باید من را پیدا می‌کرد و حالم را می‌پرسید.

آن‌وقت در اثر چیزی که اسمش را خطای انسانی می‌گذارند، بچه‌ام، همسر نازنینش و دو تا نوه‌ گلم پرپر می‌شوند. آن‌وقت در اثر چیزی که اسمش را خطای انسانی می‌گذارند، بچه‌ام، همسر نازنینش و دو تا نوه‌ گلم پرپر می‌شوند. این خطای انسانی نیست، اوج خطای حیوانی است. این خطای انسانی نیست، اوج خطای حیوانی است.» او می‌گوید از دیشب که مراسم دانشگاه آلبرتا را که با حضور «جاستین ترودو» نخست وزیر کانادا، رییس دانشگاه و شهردار این شهر برگزار شد دیده، آرام‌تر است: «همه با چشمانی غم‌بار در این مراسم شرکت کردند و بارها از اخلاقیات پدرام و مژگان گفتند.» او می‌گوید از دیشب که مراسم دانشگاه آلبرتا را که با حضور «جاستین ترودو» نخست وزیر کانادا، رییس دانشگاه و شهردار این شهر برگزار شد دیده، آرام‌تر است: «همه با چشمانی غم‌بار در این مراسم شرکت کردند و بارها از اخلاقیات پدرام و مژگان گفتند. قرار شد از این به بعد هر سال یک جایزه به نام مژگان و پدرام به دانشجویان نابغه این دانشگاه داده شود.» او بعد یک پرسش مطرح می‌کند و خودش جوابش را می‌دهد: «می‌دانید چرا تلویزیون یک لوگوی مشکی کنار صفحه‌ای نگذاشت؟ چون این‌جا جهان سوم است؛ جهانی که برای دانشمند ارزشی قائل نیست.» او بعد یک پرسش مطرح می‌کند و خودش جوابش را می‌دهد: «می‌دانید چرا تلویزیون یک لوگوی مشکی کنار صفحه‌ای نگذاشت؟ چون این‌جا جهان سوم است؛ جهانی که برای دانشمند ارزشی قائل نیست.» او بعد یک پرسش مطرح می‌کند و خودش جوابش را می‌دهد: «می‌دانید چرا تلویزیون یک لوگوی مشکی کنار صفحه‌ای نگذاشت؟ چون این‌جا جهان سوم است؛ جهانی که برای دانشمند ارزشی قائل نیست.

آن جهان اول است که می‌داند اگر کشور به جایی برسد، به خاطر دانشمندان است، نه به خاطر جهلالت و قصور و نادانی.» دکتر موسوی در ادامه به موضوع تلخ دیگری هم که او را آرام کرده است، اشاره می‌کند: «صبح یک آقای پاسدار و یک خانم مذهبی برای تسلیت گفتن به دیدنم آمدند و این مرا آرام کرد.» دکتر موسوی در ادامه به موضوع تلخ دیگری هم که او را آرام کرده است، اشاره می‌کند: «صبح یک آقای پاسدار و یک خانم مذهبی برای تسلیت گفتن به دیدنم آمدند و این مرا آرام کرد. چون همین‌قدر هم توقع نداشتم. چون همین‌قدر هم توقع نداشتم.» چند ثانیه مکث می‌کند و حرفش را این‌طور ادامه می‌دهد: «من الان دارم خیلی ملاحظه می‌کنم که حرفی نزنم بیایند من را ببرند.» چند ثانیه مکث می‌کند و حرفش را این‌طور ادامه می‌دهد: «من الان دارم خیلی ملاحظه می‌کنم که حرفی نزنم بیایند من را ببرند. الان دارم خاطرات این بچه‌ها را مرور می‌کنم که متوجه شوید ملاحظه هم حدی دارد.

» او سخنانش را با این جملات تمام می‌کند: «من معتقدم هیچ‌وقت هیچ آدمی نباید ازدواج کند.» او سخنانش را با این جملات تمام می‌کند: «من معتقدم هیچ‌وقت هیچ آدمی نباید ازدواج کند.» او سخنانش را با این جملات تمام می‌کند: «من معتقدم هیچ‌وقت هیچ آدمی نباید ازدواج کند. اگر ازدواج کرد، نباید بچه‌دار شود. اما اگر بچه‌دار شد، باید تمام توان و هم و غمش را بگذارد پای بچه‌اش. اما اگر بچه‌دار شد، باید تمام توان و هم و غمش را بگذارد پای بچه‌اش. من هفتاد و چند سال است که تک تک نبض و وجودم را برای این بچه گذاشت‌ام اما این‌ها با من کاری کردند که تا روزی که جان دارم، نتوانم کمر راست کنم. من هفتاد و چند سال است که تک تک نبض و وجودم را برای این بچه گذاشت‌ام اما این‌ها با من کاری کردند که تا روزی که جان دارم، نتوانم کمر راست کنم.» اشک حاضران درآمده است و پدر دکتر پدرام موسوی یک بار دیگر بغض‌ خود را می‌خورد.» اشک حاضران درآمده است و پدر دکتر پدرام موسوی یک بار دیگر بغض‌ خود را می‌خورد.

.