آینده_ایران, اعتمادآنلاین, خمینی, اینجا_ببینیم

آینده_ایران, اعتمادآنلاین

سران نهضت آزادی با ویلیام سولیوان و استمپل مذاکره کردند تا آمریکا از حمایت شاه دست بردارد

محمد توسلی، دبیرکل نهضت آزادی ایران، در گفت‌وگوی ویدئویی با «اعتمادآنلاین» چگونگی شروع انقلاب اسلامی، اوج‌گیری و پیروزی آن را از نگاه نهضت آزادی و به ویژه بینش مهندس مهدی بازرگان روایت کرده است.

11/07/2020 10:20:00 ق.ظ

از انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی تا آینده_ایران در گفت‌وگوی ویدئویی اعتمادآنلاین با محمد توسلی، دبیرکل نهضت آزادی:آقای خمینی دولت مهندس بازرگان را دولت‌ امام‌ زمان نامید مشروح این گفت‌وگو را اینجا_ببینیم و بخوانیم👇

محمد توسلی، دبیرکل نهضت آزادی ایران، در گفت‌وگوی ویدئویی با « اعتمادآنلاین » چگونگی شروع انقلاب اسلامی، اوج‌گیری و پیروزی آن را از نگاه نهضت آزادی و به ویژه بینش مهندس مهدی بازرگان روایت کرده است.

 تفاوت داشت برای اینکه مهندس بازرگان یک نگاهی دارد و دنبال این است که گفتمان بازرگان سه محور دارد: 1- آشنایی با تاریخ ایران و فرهنگ استبدادی؛ 2- با آموزه‌های قرآنی، فرهنگ اسلامی، شما کمتر اثری از بازرگان می‌بینید که به آیات قرآنی استناد نداشته باشد؛ 3- مهندس بازرگان با جوهر تمدن غرب و مدرنیته آشناست.

روسیه تولید واکسن کرونا را آغاز کرد - BBC News فارسی انتقاد اپوزیسیون بلاروس از تحریم‌های احتمالی اتحادیه اروپا | جهان | DW | 15.08.2020 امارات خواهان 'اجرای هر چه سریع‌تر' توافق با اسرائیل است - BBC News فارسی

 *مرحوم شریعتی چطور؟ شریعتی با مدرنیته آشناست. با فرهنگ اسلامی هم آشناست، اما او یک دغدغه دارد. دغدغه‌اش نفی فرهنگ مارکسیسم و ایجاد گفتمانی است که بتواند پاسخگوی نسل جوان انقلابی ما باشد که او را از آن نگاهی که فکر می‌کند اگر بخواهید انقلابی باشید حتماً باید فرهنگ مارکسیسم را، همان‌طور که مجاهدین به آن جمع‌بندی رسیدند، [قبول کنید، دور کند].

 شریعتی گفتمانی را ساخت که یک جوان مسلمان می‌توانست انقلابی باشد/ دکتر شریعتی توانست بعد از سال‌های 51 و 52 جنبش مسلحانه را به لحاظ کادرسازی تقویت کند *چون گفتمان جهانی در آن مقطع زمانی همین بود؟ بله، اما شریعتی آمد به لحاظ ایدئولوژی گفتمان‌سازی‌ای کرد که یک جوان مسلمان می‌توانست با آن نگاه دکتر شریعتی یک فرد انقلابی باشد. رویدادهای تاریخی و خاطرات زیاد است، چون دور می‌شویم مجبورم صرف‌نظر کنم. این جنبش اجتماعی ایران در این دوره با توجه به نقشی که دکتر شریعتی داشت و توانست حتی جنبش مسلحانه را به لحاظ کادرسازی، بعد از سال‌های 51 و 52، تقویت کند که بخشی از نیروهایی که آنها جذب کردند از همان جوانانی بودند که در حسینیه ارشاد تربیت شده بودند. وقتی حسینیه ارشاد بسته شد ما کوشش کردیم که در آن فضای بسته که در دانشگاه‌ها وقتی دانشجو یک کتاب می‌خواند بازداشت می‌شد، یک جمعی از فعالان سیاسی را در چهارچوب یک مطالعات قرآنی دور هم جمع کنیم و جلسات مشترک خانوادگی داشته باشیم. این جلسات از سال 54 در منزل خود ما، در منطقه حسینیه ارشاد برگزار ‌شد. در این جلسه افرادی مثل مهندس عبدالعلی بازرگان، آقای مهندس میرحسین موسوی و همسرشان خانم رهنورد، آقای مهندس حریری و خود بنده- حدود ده نفر از این جمع و خانواده‌هایشان- کلاس مطالعات قرآنی داشتیم. بخشی از دستاوردهای فرهنگی خانم رهنورد، کتاب‌هایشان در همین ایام است که انتشارات قلم چاپ کرده که نگاه اجتماعی ایشان را کاملاً منعکس می‌کند. در شرایطی که جنبش مسلحانه در سال 54 با اتفاق تغییر مواضع مجاهدین روبه‌رو می‌شود...

 آقای هاشمی‌رفسنجانی سال 50 و در زندان قزل‌قلعه به ما می‌گفت من نسلی بهتر از بچه‌های مجاهدین خلق نمی‌شناسم *تغییر ایدئولوژی می‌دهند... و این یک نقطه عطفی است در جنبش اجتماعی ایران و یک ضربه سنگینی می‌زند، هم به انجمن‌های اسلامی دانشجویانی که طرفدار بودند و هم بازار و لجستیک سازمان مجاهدین خلق، یک شوک عظیمی وارد کرد.

 *یک پرانتز باز کنید. این تغییر ایدئولوژی چقدر محصول آن بینشی بود که دکتر علی شریعتی مروجش بود؟ دکتر شریعتی نقش زیادی نداشت. لااقل نمی‌توانم الان ابعادش را بازگو کنم، اما نقش اصلی [این بود] که خود مجاهدین خلق به این جمع‌بندی رسیدند که باید با علم انقلاب آشنا شوند. علم انقلاب [را] هم در مارکسیسم یافتند. بنابراین آن هسته اولیه، کسانی در کادر مرکزی که حدود 50 نفر بودند، هم با قرآن و معارف اسلامی و نهج‌البلاغه آشنا بودند...

 بگذارید اینجا این جمله تاریخی را از آقای هاشمی‌رفسنجانی یک بار دیگر نقل کنیم. در سال 50 که ما به اتفاق ایشان، مهندس سحابی و آقای ربانی‌شیرازی و جمعی از مجاهدین خلق در زندان قزل‌قلعه بودیم، آقای هاشمی‌رفسنجانی در قبال نقدی که من به مجاهدین داشتم و نقدشان می‌کردم، می‌گفت: شما نگران این بچه‌ها نباشید. من در طول تاریخ اسلام، نسلی را به این اندازه که ایمان به اسلام و قرآن داشته باشد، در ادوار تاریخ اسلام باشد، سراغ ندارم. نگران نباشید خودشان را اصلاح می‌کنند.

 *چه سالی؟ سال 50 در داخل زندان- این را در خاطرات گفتم- می‌خواهم نقل کنم که ببینید افرادی مثل آقای هاشمی‌رفسنجانی که واقعاً فداکاری و کمک می‌کردند و این نسل چه نگاهی داشتند. بگذارید کمی جلوتر بیایم. علت تغییر ایدئولوژی مجاهدین خلق خود مجاهدین خلق بود که با علم انقلاب آشنا شد و سران آن غیر از رجوی اعدام شدند

قالیباف از میرسلیم به خاطر اتهام 'رشوه ۶۵ میلیارد تومانی شکایت کرد' - BBC News فارسی روحانی: توقیف کشتی های ایرانی دروغ بود/مراقبت کنیم کنکور به بهترین شکل انجام شود پایگاه اطلاع‌رسانی دولت ـ پاد

 *این مال سال 50 است. ترتیب و توالی‌ اینها به هم نخورد. چون درون مجاهدین خلق کودتا شد و یکی مثل آقای رجوی بالا آمد. تغییر ایدئولوژی دادند... می‌خواهم بگویم علت تغییر ایدئولوژی این است که خودِ مجاهدین خلق با علم انقلاب آشنا شدند. تا سال 50 مشکلی نداشتند، اما بعد از 50 که قسمت عمده کادر مرکزی غیر از مسعود رجوی همه اعدام شدند، بقیه در خانه‌های امنی که بودند، منابعی که داشتند کتاب‌های مارکسیستی بود. طبیعی است آن نسل بعدی که راه را ادامه می‌داده، از بعد از 51 و 52- در خاطرات آقای لطف‌الله میثمی هم می‌توانید این را ببنید. آنجا جزییات را عیناً توضیح داده‌اند- که تحت تاثیر قرار می‌گیرند و آن تغییر مواضع به وجود می‌آید که داستانش در خاطرات خودشان مفصل آمده. بنابراین در سال 54 تغییر مواضع ایدئولوژیک مجاهدین خلق یک شوکی به جامعه ما وارد کرد. این جمع ما احساس مسئولیت کرد که باید یک واکنش داشته باشد. واکنشی که ما داشتیم در یک حلقه بسیار محدود امنیتی [انجام شد]. آقای مهندس عبدالعلی بازرگان، آقای مهندس موسوی و بنده، ما سه نفر بودیم. پنج بیانیه نوشته شده با یک شرایط بسیار امنیتی تکثیر، ارسال و بعد هم پاک می‌شد و بعد هم خارج از کشور می‌فرستادیم روزنامه «پیام مجاهد» دوستانی که در خارج از کشور داشتند منتشر می‌کردند.

 *پیام این پنج بیانیه چه بود؟ تحلیل می‌کند اگر این اتفاق افتاده این دلایلش است، اما نگاه ما به آینده است و ما باید نسبت به آینده امیدوار باشیم و با تحلیل‌هایی که می‌کند یک تحولی هم در انجمن‌های اسلامی دانشجویان و هم در بازار به وجود می‌آورد و بعد این جمع در یک گام بعدی، جنبش مسلمان ایران را تشکیل می‌دهد که جمع بزرگ‌تر می‌شود. این نشریات در جلد 9 دفتر اول خاطرت نهضت آزادی هست. هم در سایت نهضت است هم من‌ می‌توانم نسخه اصلی آن را خدمت‌تان بفرستم که مجموعه را ببینید و در اختیار کتابخانه‌تان داشته باشید. به تدریج این جنبش اجتماعی ایران توسعه پیدا می‌کند...

 *یعنی شما در آن مقطع از جنبش مسلحانه دل بریدید؟ طبیعی است. *بعد از تغییر ایدئولوژی‌هایی که در سازمان اتفاق افتاد، امثال حضرتعالی گفتید پروژه جنبش مسلحانه با شکست مواجه شده و به انحراف رفته است. طبیعی بود. در واقع ادامه جنبش انقلابی امکان‌پذیر نبود، در آن شرایطی که عرض کردم یک کتاب می‌خواندید شما را به زندان می‌بردند. بنابراین آنچه که مطرح بود این بود که ما کار آگاهی‌بخشی را باید انجام دهیم، این جنبش اجتماعی ایران که تقویت شده باید ادامه پیدا کند و رویدادهایی اتفاق می‌افتد که گام به گام زمینه‌های تقویت جنبش اجتماعی ایران را فراهم می‌کند. من به بعضی از این رویدادها فقط اشاره می‌کنم که آن نقاط کلیدی و بزنگاه‌هایی است که تاثیرگذار است. در زمان کارتر است که دومرتبه حقوق بشر مثل سال 39، کِندی مطرح می‌شود و فضای سیاسی در داخل ایران به اجبار باز می‌شود. با توجه به تحلیل شرایط، جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر تشکیل می‌شود. [این جمعیت] از جمعی از نیروهای ملی و مسلمان تشکیل می‌شود- در دفتر دوم جلد نهم تمام کارنامه این مجموعه آمده [و] می‌توانید آنجا مراجعه کنید- این نقطه عطفی است. این جمعیت چه کار کرد؟ به لحاظ استفاده از ظرفیت‌های جهانی و سازمان حقوق بشر توانست فشار را بر مبارزین ما کاهش دهد، کسانی که در زندان بودند، کسانی که در تبعید بودند، تمام جزییات این اقدامات در این کتاب آمده می‌توانید نگاه کنید.

 *این گزارش‌هایی که این جمعیت داد منجر به این اتفاق شد؟ طبیعی است. شاه هیچ‌وقت با دموکرات‌ها موافق نبود و همیشه از جمهوری‌خواهان دفاع می‌کرد *یا دخالت شاه در انتخابات آمریکا و پیروزی کارتر و باز شدن اجباری فضای سیاسی ایران... 

اولاً شاه هیچ‌وقت با دموکرات‌ها موافق نبود، شاه همیشه از جمهوری‌خواه‌ها دفاع کرد. این اشتباه تاریخی را نباید ما تکرار کنیم. همیشه با جمهوری‌خواهان نزدیک‌تر بودند، اما هم در زمان کندی هم در زمان کارتر، آنها برای منافع ملی خودشان و برای تامین اعتبار جهانی‌شان- در انقلاب ویتنام و جنگ ویتنام ضربه خورده بودند- می‌خواستند فضای سیاسی جهان را باز کنند و احتمالاً برنامه دیگری هم داشتند.

 *پس اینجا جمعیت شما وارد فاز سیاسی مبارزه با رژیم شد؟ طبیعی است! منتها با استفاده از فرصت‌های جهانی. این فرصت‌های جهانی بود که با کمک دوستانی که در خارج از کشور بودند و حقوقدان‌هایی مثل آقای احمد صدر حاج‌سیدجوادی و دکتر لاهیجی و دیگرانی که در اسناد آمده، توانستند هم در دادگاه حضور پیدا کنند و هم هزینه‌های مبارزه اجتماعی را کاهش دهند.

پیام ماسوری: هر وقت بی‌کار می‌شوند مادرم را آزار می‌دهند! مستندی از تشییع پیکر سردار سلیمانی تولید می‌شود/ خاطرات 40 ساله یک سرباز از حاج قاسم- اخبار سینما و تئاتر - اخبار فرهنگی تسنیم - Tasnim واشنگتن در همراه کردن شورای امنیت برای تحریم تسلیحاتی ایران ناکام ماند

 مبارزه مسلحانه چهره واقعی شاه و استبداد سلطنتی را به جامعه نشان داد *به مبارزه مسلحانه مجاهدین خلق اشاره نکردید که چقدر به رژیم پهلوی ضربه زد، چه قبل از تغییر ایدئولوژی چه بعد از تغییر ایدئولوژی؟ این سوال بسیار کلیدی خوبی است که شما مطرح می‌کنید. نقش مبارزه مسلحانه در نشان دادن چهره واقعی استبداد و شاه چه بود؟ شما وقتی تا قبل از سال 50 با مردم صحبت می‌کردید غیر از این حلقه‌های محدودی مثل نهضت آزادی ایران که ریشه مشکلات ما را استبداد می‌دیدند و نمادش را هم شاه می‌دیدند، عموم مردم فکر می‌کردند شاه آدم خوبی است، این اطرافیان [او] هستند که فاسد هستند. ولی بعد از سال 50 و جنگ مسلحانه و اقدامات بعدی شاه که گام به گام انجام شد- جشن‌های 2500 ساله، تعویض تاریخ شمسی- قمری و تغییر فرهنگی‌ای که انجام داد و اقدامات این‌چنینی که شاه انجام داد که در اسناد تاریخی آمده- چهره واقعی شاه و استبداد سلطنتی در جامعه ما کاملاً برجسته شد. به طوری که جامعه ما هم مشکل اصلی را استبداد سلطنتی می‌دید که حکومت از بالاست و مردم جایگاهی در قدرت ندارند. وقتی رویدادهای سیاسی را شما دنبال می‌کنید می‌بینید احزاب سیاسی بعد از دوم [15] خرداد  به کلی در داخل بسته شده. اول دو حزب است نهایتاً هم فقط حزب رستاخیز است...

 *بعد از دوم خرداد فرمودید... ببخشید، اصلاح کنید: 15 خرداد سال 42. احزاب هم فقط 2 حزب است. *معلوم است دوم خرداد در ذهن‌تان نقطه‌عطفی است. آن هم نقطه عطفی است که بعد می‌رسیم. 2 حزب است که آن هم شه‌ساخته و حاکمیت ساخته است. بعد هم 2 حزب می‌شود یک حزب؛ حزب رستاخیز. مهم است که بعد هم می‌گویند هر کسی که نمی‌خواهد عضو حزب رستاخیز شود گذرنامه‌اش را بگیرد و برود. در یک چنین فضای سیاسی- اجتماعی‌ای است که جنبش اجتماعی ایران بارور می‌شود، آن آگاهی عمومی بارور می‌شود و زمینه‌های تحولات بعدی فراهم می‌شود که من می‌خواهم به بعضی از آنها فقط اشاره کنم.

 مبارزه مسلحانه نقش موثری در آگاهی‌بخشی جامعه داشت *هر چند باز هم اشاره نکردید که جنبش مسلحانه با رژیم پهلوی چه کرد؟ اشاره نکردید با مبارزه مسلحانه چه کرد؟ نقش موثری داشت در آگاهی‌بخشی... *فرمودید سوال خوبی است، ولی من جوابم را نگرفتم.

 من اگر بخواهم وارد آن بشوم 2، سه ساعت طول می‌کشد. مبارزه مسلحانه تحت تاثیر گفتمان جهانی آن روز و گفتمان مارکسیستی بود *خیلی مختصر و مفید. بله. جنبش مسلحانه نسل جوان ما سرمایه‌گذاری بسیار سنگینی کرده. با توجه به گفتمان جهانی که آن‌موقع بوده فراموش نکنید...

 *تحت تاثیر گفتمانِ کمونیستیِ چریکیِ خلقیِ چپی... بله. طبیعی است. هم مسلمانان هم مارکسیست‌ها و همه... *در ویتنام بوده، در کوبا بوده، در الجزایر بوده، همه جای دنیا بوده... در همه جای دنیا بوده. طبیعتاً ایرانیان هم با هر نگاه و اعتقادی تحت تاثیر آن گفتمان بوده و تحت تاثیر قرار گرفته و توانسته ماهیت رژیم استبداد سلطنتی را برای جامعه ما مشخص کند. این یک دستاورد بزرگی است. اینکه بنده عرض می‌کنم بعد از 54، به رغم سرکوب جنبش مسلحانه، یک جنبش اجتماعی با آگاهی است که در بدنه جامعه وجود دارد و می‌تواند ادامه پیدا کند...

 *این آگاهی منبعث‌شده از رفتار و تفکراتی مثل آن چیزی بود که نهضت آزادی از 20، 30 سال قبل سعی می‌کرد مبلغش باشد یا محصول همین فرایند رفتار مسلحانه و جنگ مسلحانه با رژیم بود؟ زمینه‌های آگاهی‌بخشی از انقلاب مشروطه شروع شده و نهضت ملی ایران است و ادامه پیدا کرده.

 همه گروه‌ها در انقلاب سهم داشتند *یعنی همه در آن سهم‌القدر دارند؛ یعنی روحانیت، جریان ملی، بچه‌های مذهبی و... سهم‌القدر دارند. بله. بعد از آنها روحانیت هم نقش موثری دارد. حالا عرض می‌کنم! نقش کلیدی روحانیت- که روحانیت بعد از خرداد 42 وارد می‌شود- نقش کلیدی دارد که اشاره خواهم کرد. بنابراین رویدادهایی که اتفاق می‌افتد، غیر از این جمعیت دفاع از آزادی و حقوق بشر که مهم است، واقعاً موجب می‌شود که هم تبعیدی‌ها آزاد شوند که بتوانند به عرصه عمومی بیایند و هم جنبش دانشجویی بتواند به فعالیت خود ادامه دهد و هم نهادهایی که آن‌موقع فعال بودند. نهاد بازار یک نقش موثری داشت و بازار هم بتواند در آن جایگاه طبیعی خود قرار بگیرد و سایر نهادهای اجتماعی که آن‌موقع حضور داشتند.

 اما رخدادهای دیگری که مهم است و اتفاق افتاده و باید اشاره کنم این است که این فضایی که در حال آماده ‌شدن است، هم در داخل کشور و هم در خارج از کشور، گروه‌های اجتماع مختلف دنبال انجام وظیفه هستند. خود ما در داخل کشور هنوز فضا بسته بود، ولی دوستان ما در خارج از کشور، اوایل سال 56 به ما این پیام را دادند که شما باید در داخل تجدید سازمان کنید. اگر چه برای ما خیلی سخت بود...

 *چه کسی به شما پیام داد؟ دوستان ما، نهضت آزادی ایران در خارج از کشور، آقای دکتر یزدی، دکتر چمران و دوستانی که در خارج از کشور بودند این پیام را دادند که فضا آماده شده باید بتوانید تجدید سازمان کنید. *یعنی سازمان نهضت آزادی؟ بله. این اقدامی بود که در داخل انجام دادیم. تقریباً از اواخر سال 56 است. اسناد نهضت را نگاه کنید می‌بینید به تدریج توانستیم دوستان قدیمی را جمع کنیم که نهضت بتواند تجدید سازمان کند. این یک رویداد مهم است که اتفاق افتاده است.

 رویداد دوم این است که از همان سال 56 کم‌کم رخدادهای اجتماعی شکل می‌گیرد؛ مثلاً در سال 56، در مسجد قبا برنامه سخنرانی برگزار می‌شود. شما با موقعیت مسجد قبا آشنا هستید. با خیابان قبا تا خیابان دکتر شریعتی آشنا هستید. این برنامه‌ریزی که در آنجا انجام می‌شود، سخنرانانی مثل آقای مهندس بازرگان، آقای دکتر سحابی، آقای دکتر غلامعباس توسلی، آقای دکتر پیمان و دیگرانی که در اسناد تاریخی آمده است.

 فضای اجتماعی ایران طوری است که جمعیتی در آنجا می‌آید که نه تنها شبستان مسجد، بلکه سطح خیابان قبا تا خیابان دکتر شریعتی مملو از جمعیت است. با سیستم صوتی‌ای که ایجاد شده بود، همه با استقبال در این سخنرانی شرکت می‌کنند. [در] گروه‌های اجتماعی دیگر، [در] نیروهای ملی هم داستان‌هایی اتفاق می‌افتد. در جاده مخصوص کرج و رویدادهایی که آنجا اتفاق می‌افتد... نماز عید فطر در همین سال 56، در همین تپه‌های قیطریه در تهران برنامه‌ریزی می‌شود. آیت‌الله سیدابوالفضل زنجانی نماز می‌خوانند و این اولین نماز عید فطر عمومی بود که در آنجا برگزار می‌شود و یک اجتماع پرشوری است که در آنجا برگزار می‌شود.

 در سال 57- کمی جلوتر برویم- قبل از 57 در شورای نهضتی که تشکیل شده بود، با ارزیابی‌ای که از جنبش اجتماعی ایران داشتیم، این جمع‌بندی بود که ما هم باید جنبش اجتماعی ایران را تقویت کنیم که این جنبش اجتماعی بتواند این استبداد سلطنتی را زمین‌گیر کند، اما این کافی نیست. چه نیروهایی رژیم شاه را حمایت می‌کنند؟ آن حمایت را هم باید کم کنیم.

 *یعنی بر خلاف آن چیزی که زمان دولت آقای امینی محاسبه می‌کردید را محاسبه کردید. نخیر! حالا عرض می‌کنم دقیقاً در همین راستاست. *چون آنجا می‌گفتید آقای امینی مهم نیست، شاه مهم است. اینجا غیر از شاه این است که نیروهای دیگری هم که به شاه کمک می‌کنند را باید تضعیف کند.

 اتفاقاً در همان راستاست. دقیقاً در همان راستاست. آمریکا بعد از کودتای 28 مرداد، با تمام مستشاران نظامی و تمام لجستیکش در داخل ایران بود و کنترل تمام سیاست‌ها [را داشت]. حامی استبداد سلطنتی آمریکا بود. ما باید به نحوی [که] می‌توانستیم این حمایت را کاهش دهیم.

 بمب‌گذاری مجاهدین خلق و تلاش برای گروگان‌گیری آمریکایی‌ها توسط مجاهدین خلق طبیعی بود *قبل از شما بچه‌های مجاهدین خلق تا می‌توانستند سعی کردند آمریکایی گروگان بگیرند، علیه آمریکایی‌ها بمب‌گذاری کنند، آمریکایی بکشند... طبیعی است. کار آنها به هر حال ضربه بوده...

 *هنوز هم که هنوز است به یادگار هم مانده است. بله. آنجا هم CIA و آنها به کمک آمدند. ولی ما در این شرایط آمدیم از فضای باز سیاسی استفاده کردیم. شرایط بسیار سختی بود. شرایط امنیتی است. در شورای مرکزی نهضت چهار نفر انتخاب شدند که این کار را دنبال کنند.

 مذاکرات مهندس بازرگان، دکتر سحابی، صدر حاج‌سیدجوادی و من با آمریکایی‌ها دیپلماسی انقلاب بود *همین شد که چهار خرداد سال 57 به این رسیدید که باید با مامور سفارت آمریکا... هنوز به آنجا نرسیدیم. این در اواخر سال 56 است. آقای مهندس بازرگان، آقای دکتر سحابی و آقای [احمد] صدر حاج‌سیدجوادی. بنده هم به عنوان مترجم انتخاب شدم چون زبان اصلی‌ همه اینها فرانسه است. اینکه چگونه مذاکره کنیم داستانی است که در خاطرات من آمده می‌توانید کاملاً دقیق ببینید. در اسناد منتشرشده سفارت هست می‌توانید آنجا بخشی از آن را که از قول ماست نه برداشت آنها و صحبت‌هایی که مهندس بازرگان و سحابی داشتند را ببینید...

 *منظورتان اسناد سفارت آمریکاست که توسط دانشجویان منتشر شد؟ بله. این مذاکرات از اردیبهشت سال 57 آغاز می‌شود که این دیپلماسی انقلاب است که این را من در خاطرات آوردم می‌توانید آنجا مراجعه کنید. با سولیوان و استمپل دیدار کردیم تا به آنها بفهمانیم باید دست از حمایت شاه بردارند

 *مذاکرات با چه کسانی شروع می‌شود؟ خلاصه مذاکرات این است که شما که این رژیم را حمایت می‌کنید می‌دانید که این رژیم پایگاه ندارد. *طرف مذاکرات چه کسانی بودند؟ آقای سالیوان. البته ایشان پشت بودند. با آقای استمپل دبیر سفارت. *دبیر اول سفارت آمریکا در ایران، جنابعالی، آقای مهندس بازرگان و دکتر سحابی وارد مذاکره می‌شوید که به آمریکایی‌ها بگویید دست از حمایت از شاه بردارند؟

 بله. شما این حمایتی که از بعد از کودتا تا به حال انجام دادید چه دستاوردی برای شما داشته است و این نفرتی که ملت ایران نسبت به آمریکا دارند برای اینکه شما این هزینه را پرداخت کردید. مذاکرات ما با سولیوان و آمریکایی‌ها تا تشکیل شورای انقلاب در آذر 57 ادامه داشت

 *چند جلسه مذاکره کردید؟ تمام در اسناد آمده. از اردیبهشت سال 57 آغاز می‌شود. این مذاکرات مستمر ادامه داشته تا تشکیل شورای انقلاب در آذر سال 57. *می‌توانید بگویید چه تعدادی بوده؟ می‌خواهم تلاش نهضت آزادی و جریان شما را بدانم. فرض کنید 20، 25 جلسه بود. دقیقاً نمی‌دانم، ولی در اسناد با تاریخ دقیق آمده.

 دستاورد مذاکرات ما با آمریکایی‌ها این بود که آمریکا گام به گام حمایتش از شاه را کم کرد/ پس از تشکیل شورای انقلاب و گزارش مهندس بازرگان از مذاکرات با آمریکایی‌ها، مرحوم دکتر بهشتی و مرحوم آیت‌الله موسوی‌اردبیلی مذاکرات را ادامه دادند *دستاورد این مذاکرات چه بود؟

 دستاورد این است که به تدریج این دیپلماسی انقلاب در ایران و بعد عرض می‌کنم دیپلماسی انقلاب در نوفل‌لوشاتو که ‌آقای دکتر یزدی و آقای خمینی در خارج از کشور داشتند، مجموعه‌ای می‌شود که به ‌تدریج و گام ‌به گام آمریکایی‌ها حمایت‌شان را از رژیم شاه [کم می‌کنند]، همین‌طور که جنبش اجتماعی ایران تقویت می‌شود آمریکایی‌ها هم حمایت‌شان را از رژیم شاه کم می‌کنند تا آمدن بختیار. این روند کاملاً در اسناد تاریخی مشخص است.

آقای مهندس بازرگان عیناً در آذر سال 57 به شورای انقلاب گزارش می‌دهند. شورای انقلاب هم این مذاکرات را تایید می‌کند و خود اعضای شورای انقلاب، هم مرحوم دکتر بهشتی هم مرحوم آیت‌الله موسوی‌اردبیلی که در اسناد تاریخی آمده، آنها هم این مذاکرات را ادامه می‌دهند.

 آقای بهشتی و موسوی‌اردبیلی با سولیوان مذاکره کردند *آقای بهشتی و آقای موسوی‌اردبیلی، چون اخیراً مستندی را دیدم که به آن اشاره شده بود که مرحوم شهید بهشتی با آمریکایی‌ها دیدار داشتند... با سالیوان... *بله، با سالیوان دیدار داشتند، اما خیلی از کم‌وکیفش در تاریخ خبری نیست که این مذاکراتی که امثال حضرتعالی یا مرحوم شهید بهشتی داشتید با آقای سالیوان و آقای استمپل- که یک کتابی را هم در خصوص انقلاب اسلامی نوشتند- چه دستاوردی داشت؟ جزییات چلسه چه بود و چه سرنوشتی را رقم زد و چه نقشی را در اینکه دولت مهندس بازرگان به عنوان دولت انقلابی انتخاب شود [ایفا کرد]؟ چون این شبهاتی که ایجاد کردند و شبهاتی است که وجود دارد. می‌گویند این جلساتی که آقای توسلی و آقای بازرگان و آقای سحابی و حمایت‌هایی که مرحوم بهشتی داشتند در نهایت- همین فرمایش حضرتعالی– منجر به این شد که سیاست حمایت آمریکا از رژیم پهلوی به صورت تدریجی و گام به گام کمتر شود و آمریکا برسد به اینکه انقلاب اسلامی را به رسمیت بشناسد و تغییر نظام سیاسی را بپذیرد. از قبل هم که مذاکراتش شده بود که یک دولت انقلابی که سر کار می‌آید، دولت مهندس بازرگان است. چنین چیزی وجود داشته است؟

 به هیچ وجه. اینکه دولت بازرگان خواهد بود... مهندس بازرگان و دوستان ما به دنبال قدرت نبودند *یعنی راجع به آینده هیچ صحبتی نکردید؟ به هیچ وجه. اصلاً به هیچ وجه نه بازرگان دنبال این کار بوده و نه کسانی که در جنبش اجتماعی ایران دنبال قدرت بودند. از نگاه بازرگان و دوستان ما هیچ‌کسی دنبال قدرت نبوده است.

 نهضت آزادی در مذاکرات با سولیوان و استمپل به هیچ وجه به دنبال قدرت نبود *یعنی نهضت آزادی در مقطعی که داشت با آقای سالیوان و آقای استمپل مذاکره می‌کرد، هیچ نگاهی به آینده و قدرت نداشت؟ به هیچ وجه. آن نگاهی که ما داشتیم این است که شما باید حمایت‌تان را از دولت رژیم شاه بردارید تا ملت ایران بر سرنوشت خودش حاکم باشد. کُنده استبداد باید کنده شود تا جامعه ما آزاد باشد. در یک جامعه آزاد، جامعه ما بتواند با انتخابات آزاد بر سرنوشتش حاکم باشد و هر کسی را که مردم انتخاب کردند [روی کار بیاید].

 *چرا مذاکره با آمریکایی‌ها را انتخاب کردید؟ چرا مثل روحانیت و مثل خیلی از گروه‌های سیاسی که در آن مقطع کف خیابان بودند فکر نکردید که همچنان رفتار انقلابی و رفتار کف خیابانی می‌تواند سرنوشت پهلوی را رقم بزند و سرنگونی رژیم پهلوی را زودتر سزارین کند؟

 پاسخ سوال شما خیلی روشن است. اتفاقاً ترنر، رئیس وقت سازمان سیا، کتابی دارد که روزنامه اطلاعات هم به فارسی ترجمه کرده و منتشر شده. شما به آن کتاب مراجعه کنید. در آن کتاب می‌گوید، مذاکراتی که با مدیران انقلاب در ایران داشتیم، درس عبرتی برای ما شد که هرگز در هیچ کشور دیگری تسلیم نشدیم؛ مثال می‌زند، در تحولات اندونزی 500 هزار نفر کشته شدند و ما تسلیم نشدیم.

 اگر با آمریکایی‌ها مذاکره نکرده بودیم اصلاً معلوم نبود حتی پس از بازگشت امام خمینی به ایران رویدادها مسالمت‌آمیز پیش برود *من نمی‌دانم. الان یک پارادوکسی برایم ایجاد شد. خواهش می‌کنم این را برایم حل‌وفصل کنید. من یک سندی را از ساواک برایتان خواندم گفتید نمی‌شود به سند ساواک ارجاع داد، اما الان می‌شود به خاطرات جورج ترنر، رئیس وقت سازمان سیا، سندیت داد...

 من نگفتم فقط به آن. واقعیت‌های اجتماعی که اگر [توجه کنیم] فقط آن یک واقعیت نیست. جمعیت دفاع از آزادی حقوق بشر یک پارامتر مهمی بود که توانست در سطح نهادهای حقوق بشر جهانی، آن اصالت جنبش اجتماعی ایران را مطرح کند و از مبارزین ما دفاع کند. این در ایران یک گام مثبتی بوده است. این گام موجب شد که با دیپلماسی انقلاب که در داخل انجام شد و دیپلماسی‌ای که در نوفل‌لوشاتو- بعد اشاره خواهیم کرد با هجرت آیت‌الله خمینی اینکه چگونه از نجف به نوفل‌لوشاتو می‌روند- و آن دیپلماسی و مجموعه مذاکراتی که آنجا انجام شده- این هم در جلد سوم خاطرات آقای دکتر یزدی آمده است- وقتی مجموعه این رویدادها را بررسی می‌کنید می‌بینید که اگر این درایت نشده بود و ما با دیپلماسی و مذاکره به تدریج حمایت آمریکا را برنداشته بودیم، قطعاً رویدادهای حتی بعد از بازگشت آقای خمینی به ایران، معلوم نبود مسالمت‌آمیز باشد. هایزر که به ایران می‌آید هنوز نگاه برخورد خشونت‌آمیز هست. جلوتر که بیاییم. رخداد 17 شهریور تلنگری است که آن جریانی که می‌خواهد با خشونت جنبش اجتماعی ایران را سرکوب کند [نمی‌تواند]. خود من چون در جریان همان روز 17 شهریور بودم می‌توانیم جداگانه راجع‌ به این موضوع صحبت کنیم.

 70، 80 نفر در 17 شهریور شهید شدند *یک پرانتز باز کنیم چون بودید. واقعاً چند نفر در جریان 17 شهریور کشته شدند؟ 70، 80 نفر کشته شدند. در قطعه 17 هم هستند کاملاً مشخص است. مجموعه این رویدادهایی که اتفاق افتاده هیچ‌کدام نقطه‌ای نیست که بگوییم فقط یک عامل موثر بوده- من بعداً توضیح خواهم داد- وقتی می‌خواهید انقلاب اسلامی را بررسی کنید در انقلاب اسلامی ایران همه ملت ایران حضور داشتند، همه احزاب و گروه‌های سیاسی وجود داشتند، اما 2 نیرو نقش کلیدی بازی کردند؛ یکی، روحانیت مبارز به رهبری آقای خمینی است که نقش اصلی در بسیج توده‌ها داشتند که هرگز روشنفکران جامعه ما چنین توانی نداشتند که بتوانند این کار را انجام دهند. اما یک بخش دیگر مدیریت انقلاب است. اگر رهبران نهضت آزادی نبودند و سایر نیروهای ملی و مسلمان نبودند که در جمعیت دفاع از آزادی حقوق بشر بودند و نهادهای دیگر که در اسناد تاریخ آمده حضور نداشتند و مدیریت انقلاب را نداشتند، روحانیت هم به تنهایی هرگز قادر نبود چنین دستاوردی داشته باشد.

 مذاکرات ما با آمریکایی‌ها باعث قطع حمایت آمریکا از شاه شد *یعنی اردیبهشت سال 57 تا بهمن 57 مذاکراتی که شما و دوستان‌تان آقای بازرگان و آقای سحابی با آمریکایی‌ها و مقامات وقت سفارت آمریکا داخل ایران داشتید، کمک کرد ذهنیت و دیدگاه و نگاه آمریکایی‌ها به جنبش اجتماعی و انقلابی مردم ایران اصلاح شود، با واقعیات آشنا شوند و منجر به این شود که کم‌کم حمایت‌شان را از محمدرضای پهلوی و رژیم پهلوی بردارند و این خدمت به انقلاب بود.

 حتماً، یعنی بدون این اصلاً امکان‌پذیر نبود. برای انجام مذاکرات با سولیوان و آمریکایی‌ها با سران انقلاب مشورت نکردیم *این مذاکرات با بقیه سران انقلاب- کسانی که سران روحانیت بودند- مثل مرحوم هاشمی‌رفسنجانی فقط با آقای بهشتی صحبت کردید یا به خود امام اطلاع دادید؟

 با هیچ‌کسی صحبت نشده. در آن شرایط امنیتی اصلاً امکان نداشت این مذاکرات را با کسی مطرح کنیم. *یعنی تکلیف تاریخی خودتان دانستید که این کار را انجام دهید؟ به لحاظ امنیتی حتی خود ما و حتی خود من با اسم مستعار حضور داشتم. *همان اسم مستعاری که داشتید؟

 نه، به اسم محمد توکلی. *اینجا شد محمد توکلی؟ بله. در اسناد هم به همین اسم آمده است. در یک مقطعی آقای صادق قطب‌زاده، آقای ریچارد کارتر را معرفی می‌کند او هم دنبال من بوده، آقای استمپل متوجه می‌شود که او، من هستم. در اسناد هم آمده که مشخص می‌شود من با اسم مستعار آمدم. وقتی رویدادها را از سال 54 تا 57 بررسی کنید، باید یک نگاه تاریخی همه‌جانبه داشته باشید. مجموعه عواملی هستند که اثر گذاشتند. بعضی‌ها امروز فراموش می‌کنند، می‌گویند «کی بود کی بود، من نبودم»! همه ملت ایران بودند. شما در راهپیمایی‌ها [ببینید]- همین‌جا اشاره کنم- در اثر اقداماتی که جمعیت دفاع از آزادی و حقوق بشر داشت و با نهادهای حقوق بشر جهانی ارتباط داشت، به رغم ضربه سنگینی که 17 شهریور به جنبش اجتماعی وارد کرد و همه تصور می‌کردند دو سه سال عقب افتاده...

 *می‌توانم یک سوالی بپرسم؟ حرفم را قطع نکنید. اجازه بدهید جمله تمام شود، بعد من در خدمت‌تان هستم. در پیروزی انقلاب اسلامی، همه ملت ایران و همه گروه‌های سیاسی حاضر بودند *بفرمایید... رویداد خیلی مهمی است. وقتی این اتفاقات می‌افتد موجب می‌شود که در 19 آذرماه سال 57، یعنی روز جهانی حقوق بشر، برنامه‌ریزی راهپیمایی تاسوعا انجام شود؛ یعنی اگر مذاکرات با ارتش نبود و ارتش متقاعد نشده بود که باید کنار بایستد و مردم به آنها گل بدهند و راهپیمایی تاسوعا در روز جهانی حقوق بشر برگزار نشده بود و متعاقباً روز عاشورا در سطح وسیع‌تری راهپیمایی عاشورا و رفراندوم انجام نشده بود، گام‌های بعدی اصلاً نمی‌توانست برداشته شود. بنابراین تمام رویدادهایی که اتفاق افتاده همه مثل زنجیر به هم مرتبط هستند. مجموعه‌ای هستند که روی هم اثر گذاشتند و توانسته زمینه‌های پیروزی انقلاب را در 22 بهمن فراهم کند. اگر بخواهم علت این پیوستگی را مطرح کنم این است که در تحلیل تاریخی باید بدانیم که در پیروزی انقلاب همه ملت ایران مشارکت داشتند، همه احزاب و گروه‌های سیاسی بودند. 2 گروه نقش کلیدی داشتند؛ تعامل و همکاری روشنفکران دینی، رهبران نهضت آزادی ایران با روحانیت مبارز است. این تعامل تعالی‌بخش که از شهریور سال 41 آغاز شده بود موجب شده بود زمینه‌های پیروزی انقلاب فراهم شود و این یک رویداد مهم تاریخی است که وقتی نهادهای اجتماعی با همدیگر تعامل دارند، می‌توانند کارهای بزرگی را انجام دهند که در شرایط عادی ممکن نیست. سوال اصلی این است که با وجود این تعامل در سال‌های بعد از انقلاب این تعامل به چه صورتی انجام شده که در قسمت‌های بعدی به آن می‌رسیم.

 *حتماً به آن می‌رسیم. اگر اجازه دهید من 2 سوال بپرسم که وارد این بخش شویم. 1- در نشست گوادلوپ چه اتفاقی افتاد و این شبهه‌ای که ایجاد شده که نشست سران قدرت‌های جهانی در سزارین و پیروزی انقلاب اسلامی و شکست رژیم پهلوی اثرگذار بوده، به عنوان کسی که هم رفتار مسالمت‌آمیز را در مبارزه با رژیم پهلوی داشتید هم به نوعی به سمت رفتار رادیکال و آموزه‌های جنبشی و چریکی و مبارزه مسلحانه حرکت کردید، اولاً بفرمایید که چقدر نقش‌آفرین بوده و واقعاً تفاهم قدرت‌های جهانی بر سر انقلاب ایران اتفاق افتاد؟ و اینکه مهاجرت تبعید ثانویه امام از عراق به پاریس و موج قرار گرفتن دوربین‌های رسانه‌های بزرگ دنیا در نوفل‌لوشاتو چقدر در جهانی شدن انقلاب اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی موثر بود؟

 این هم بخش مهم دیگری از تاریخ انقلاب است. *خیلی کوتاه و مختصر به نقطه‌نظرتان اشاره کنید ممنون می‌شوم... وقتی جنبش اجتماعی ایران تقویت می‌شود یکی از شخصیت‌های تاثیرگذار آیت‌الله خمینی در نجف است. طبیعی است که دولت ایران... آقای دکتر یزدی با همکاری دوستان‌شان در فرانسه امام را به نوفل‌لوشاتو بردند/ 118 روزی که آقای خمینی در نوفل‌لوشاتو بودند این فرصت را داشتند که مطالبات تاریخی ملت ایران را جهانی کنند

 *یکی از شخصیت‌ها یا اثرگذارترین شخصیت؟ یکی از شخصیت‌های تاثیرگذار مهم هستند. آقای خمینی تاثیر مهم و نقش کلیدی در تقویت مبارزه داشتند- حالا من عرض می‌کنم- به همین مناسبت به عنوان رهبری انقلاب انتخاب شدند. فشار رژیم شاه به دولت عراق موجب شد که ایشان مجبور می‌شوند نجف را ترک کنند. نمی‌خواهم به جزییات وارد شوم همه اینها در اسناد تاریخی و در خاطرات جلد سوم آقای دکتر یزدی به تفصیل آمده است: اینکه چگونه می‌خواستند کویت بروند، نشد. آقای دکتر یزدی چگونه آنجا وارد شدند و... با راهنمایی آقای دکتر یزدی برای اینکه بتواند در یک فضای بازی باشد با همکاری دوستانی که در اروپا داشتند به فرانسه [می‌روند و در] نوفل‌لوشاتو مستقر می‌شوند. این گام مهمی است که آقای خمینی از فضای بسته عراق و نجف، به یک فضای باز در اروپا، فرانسه [می‌روند] و در نوفل‌لوشاتو مستقر می‌شوند. ایشان در آن دوران در 118 روزی که در نوفل‌لوشاتو بودند، در بام رسانه‌های جهانی، این فرصت را داشتند که بتوانند این مطالبات تاریخی ملت ایران را منعکس کنند که این مطالبات تاریخی ملت ایران در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها و بیانیه‌های ایشان آمده که در اسناد تاریخی خیلی روشن است. همان مطالبات تاریخی‌ای [که] ملت ایران از انقلاب مشروطه داشتند، از نهضت ملی داشتند؛ یعنی آزادی، حاکمیت ملت، دموکراسی، جمهوریت و...

 *یعنی صدای انقلاب ایران توسط امام خمینی در نوفل‌لوشاتو جهانی شد... و این هویت انسانی که ملت ایران و انقلاب ایران داشت، افکار عمومی جهان را مورد توجه و تحت تاثیر قرار داد. *اشاره‌ای هم به نشست گوادلوپ کنید. نشست گوادلوپ چه بود؟ این مجموعه و مذاکراتی که آقای خمینی با شخصیت‌های مهمی که در اروپا و آمریکا داشتند- آن هم در اسناد تاریخی آمده- و واقعیت‌های جنبش اجتماعی ایران موجب شد که سران کشورهای تاثیرگذار در منطقه به این جمع‌بندی برسند...

 *در منطقه یا در جهان؟ در جهان. در اجلاس گوادلوپ سران قدرت‌های جهانی به این نتیجه رسیدند که باید حمایت‌شان را از شاه بردارند *فرمودید منطقه... یعنی آمریکا، فرانسه، انگلیس، آلمان و کشورهایی که به هر حال تاثیرگذارند و منافعی هم در ایران و منطقه دارند، به این جمع‌بندی رسیدند که باید حمایت‌شان را از شاه بردارند و به نوعی از جنبش اجتماعی ایران حمایت کنند یا موانع را برطرف کنند. خب، این یک تصمیم مهمی بود. به‌ رغم این تصمیمی که در گوادلوپ گرفته می‌شود و تاثیرگذار هم هست، اصلاً بعد از کنفرانس گوادلوپ مناسبات عوض می‌شود، اما هنوز شرایط روشن نیست چون در خود آمریکا هم نگاه مشترکی ندارند. خود وزیر امور خارجه با دیگر شخصیت‌های آمریکایی و سالیوان هماهنگی مشترکی ندارند. اسناد تاریخی این را نشان می‌دهد.

 وقتی هایزر به ایران آمد مباحثی همچون بمباران مدرسه رفاه مطرح بود *گزارش‌ها متفاوت است. دفتر وزارت خارجه آمریکا یک گزارشی می‌دهد، CIA یک گزارشی می‌دهد، پنتاگون یک تحلیلی دارد... بله، اما به همین دلیل هایزر به ایران می‌آید. جریان‌ها در ایران به دنبال این بودند که هنوز بتوانند ارتش را تقویت کنند و در مقابل جنبش اجتماعی ایران بایستند. حتی بحث بمباران مدرسه رفاه مطرح بوده و خیلی از این سناریوها مطرح شده، ولی مجموعه داده‌ها نشان می‌دهد که نتیجه دیپلماسی انقلاب و توان جنبش اجتماعی ایران و نقشی که آقای خمینی در نوفل‌لوشاتو داشتند و آن جایگاهی که انقلاب اسلامی ایران در سطح جهانی داشته همه به نوعی تسلیم واقعیت‌ها شدند و زمینه‌های پیروزی انقلاب اسلامی ایران را فراهم می‌کنند.

 مردم انتظار داشتند جمهوری اسلامی به تدریج مطالبات‌شان را محقق کند *آقای مهندس توسلی اگر بخواهیم به صورت خلاصه این بخش از گفت‌وگو را جمع‌بندی کنیم، خیلی مختصر با شماره‌های 1، 2، 3، بفرمایید تمام نداشته‌ها و آرمان‌هایی که ملت ایران، گروه‌های سیاسی، چهره‌های انقلابی و مذهبی و ملی دنبالش بودند مشخصاً همان مطالبات مشروطه بود؟ مطالبات مردم ایران چه بود و به دنبال چه بودند؟ در انقلاب مشخصاً دنبال چه بودید؟

 می‌خواهم توصیه کنم که مرحوم مهندس بازرگان در سال 62 این کتاب «انقلاب ایران در دو حرکت» را نوشتند که من نسخه‌ای از آن را تقدیم می‌کنم. مهندس بازرگان کوشش کرده که اتفاقاً تمام رویدادهایی که زمینه‌ساز انقلاب اسلامی ایران شده و پیامدها را در این کتاب بیاورد. در 2 بخش ما می‌توانیم خیلی خلاصه کنیم؛ اول آنچه که خود آقای خمینی در نوفل‌لوشاتو مطرح کردند به استناد همان چشم‌اندازی که آقای خمینی برای جمهوری اسلامی ایران تصویر کرده بودند و با اعتمادی که ملت ایران به مراجع تقلید و روحانیت داشتند در 12 فروردین سال 58 به جمهوری اسلامی رأی دادند؛ آری یا نه. اگر در تمام اسناد تاریخی ببینید مردم با همان چشم‌انداز رأی دادند. این یک بخش بود.

 [این بخش از گفت‌وگو قابل انتشار نیست]. *البته آقای منتظری را اشتباه گفتید. ایشان هنوز شهید نشده بودند. خیر «شهید» نگفتم. ببخشید. آیت‌الله منتظری، آیت‌الله طالقانی. این عصاره و مطالباتی [است] که مردم در راهپیمایی داشتند. مردم هم به استناد این مطالبات، در 12 فروردین سال 58 به جمهوری اسلامی ایران رأی دادند و انتظار داشتند جمهوری اسلامی به تدریج این مطالبات را محقق کند.

 وقتی به مهندس بازرگان پیشنهاد نخست‌وزیری شد، ایشان گفت امام حسین به شمر یک شب فرصت داد، به من یک روز فرصت بدهید این پیشنهاد را بررسی کنم/ اگر مهندس بازرگان نخست‌وزیری را نمی‌پذیرفت، حزب توده، طیف چپ و مجاهدین خلق تبعیت نمی‌کردند و سرنوشت انقلاب بدتر از افغانستان می‌شد

 *این مطالبات با پیروزی انقلاب اسلامی و دولت آقای مرحوم بازرگان و جمعی از رفقای شما می‌توانست به نوعی عملیاتی شود. چرا دولت آقای بازرگان اولاً انتخاب شد؟ آیا مرحوم امام خمینی به دنبال یک فرصتی بودند تا ایالات متحده و قدرت‌های جهانی به نوعی نسبت به انقلاب ایران نگاه‌شان تلطیف شود و از قدرت‌های جهانی فرصت بخرند، یک دولت یواش‌تری که تلاش می‌کردند به آمریکایی‌ها بگویند: دست از حمایت شاه بردارید، به نوعی آمریکاکشی نکرده بودند، این دولت را انتخاب کرد و اینکه چرا آقای مهندس بازرگان وقتی به عنوان نخست‌وزیر اولین دولت انقلابی ایران انتخاب شدند- این برای نسل جدید و نسل ما سوال کلیدی است- چرا آقای مهندس بازرگان دولت‌شان را دولت خطی و جناحی انتخاب کردند؟ چرا ما از روحانیت در دولت و کابینه دولت موقت نمی‌بینیم چهره‌ای باشد؟ یا بقیه جریان‌ها و گروه‌های سیاسی‌ای که بودند و اگر افراد دیگری از جریان‌های سیاسی دیگری که در انقلاب اسلامی نقش و سهم‌القدر داشتند، در کابینه موقت می‌بودند این امکان داشت که سرنوشت دولت موقت یک چیز دیگری شود؟

 این چند سوال متفاوت است که باید در این ارتباط توضیح دهم. سوال اول این است که شورای انقلاب چرا مهندس بازرگان را انتخاب کرد؟ آیا اشخاص دیگری در میان نبودند؟ در اسناد تاریخی آمده افراد دیگری هم بودند، ولی اشخاص دیگری مثل آقای بنی‌صدر، آقای قطب‌زاده و امثالهم مطرح بودند، شورای انقلاب آنها را تایید نکرد.

 در همان چهاردهم بهمن، در جلسه‌ای که برگزار می‌شود به اتفاق آرا همه پیشنهاد می‌کنند که آقای مهندس بازرگان به عنوان نخست‌وزیر باشد. آقای مهندس بازرگان همان‌جا یک سوالی می‌پرسند؛ امام حسین به شمر یک شب فرصت داد، به من هم یک روز فرصت بدهید که در این زمینه بررسی کنم. گزارش می‌کنند که آقای خمینی لبخند می‌زند موافقت می‌کند. آقای مهندس بازرگان در خاطرات‌شان آوردند که چرا این درخواست را کردند. مرحوم طالقانی در این مشورت به ایشان می‌گوید، من با هم‌صنف‌های خودم آشنا هستم. شما با اینها نمی‌توانید کار کنید، نپذیرید. مهندس بازرگان با شناختی که از شرایط انقلاب و شرایط مملکت و آن التهاباتی که در همان دوران وجود دارد [داشت]، احساس مسئولیت تاریخی می‌کند. می‌گوید اگر من نپذیریم هیچ‌کسی نیست بپذیرد و انجام این دوره انتقال از نظام استبداد سلطنتی به جمهوری اسلامی امکان‌پذیر نمی‌شود.

 من در مصاحبه‌هایی به تفصیل این را توضیح دادم. می‌توانید مراجعه کنید که اگر مهندس بازرگان نمی‌پذیرفت، با توجه به اینکه حزب توده از قبل با تمام سازمان‌شان آمده بودند، مجاهدین خلق با تمام سازمان و امکانات نظامی که داشتند و طیف چپ که وجود داشتند، از هر فرد دیگری که انتخاب می‌شد تبعیت نمی‌‌کردند و سرنوشت انقلاب ما بدتر از شرایط افغانستان و هرج‌ومرجی که آنجا به وجود آمد، می‌شد.

 *یعنی علت انتخاب مرحوم مهندس بازرگان به دلیل وجیه‌المله بودن ایشان بود؟ به دلیل، حالا، جایگاه و تعاملی که ایشان با روحانیت داشت پس مورد وثوق روحانیت بود. به عنوان یک استاد دانشگاه و به عنوان نیروی فعال سیاسی که از انقلاب مشروطه، بعد از شهریور 20 در عرصه‌های مختلف سیاسی اجتماعی وجود داشته مورد وثوق کنشگران اجتماعی و نیروهای ملی جامعه بودند.

 در زندان و در دورانی که در زندان بودند و خاطراتی که همیشه گروه‌های چپ نقل می‌کنند به صداقت و امانت مهندس بازرگان و طالقانی و دکتر سحابی همه اعتراف دارند. مهندس بازرگان می‌دید اگر او مسئولیت نپذیرد در آینده پیش وجدان خود و خدا و تاریخ نمی‌تواند پاسخگو باشد.

 *به همین جهت پیشنهاد و توصیه آیت‌الله طالقانی را گوش نکردند. بنابراین آقای طالقانی با نگاه خودش مقطعی نگاه می‌کرد، اما مهندس بازرگان با آن نگاه راهبردی که داشت این مسئولیت خطیر را پذیرفت، با آگاهی از مخاطراتی که این پذیرش دارد. خودشان هم در خاطرات‌شان به این اشاره کردند، اما سوال بعدی این است که ترکیب دولت موقت چرا این‌چنین است و چرا از روحانیت و از همه گروه‌های اجتماعی دیده نمی‌شود؟

 احکام تمام اعضای دولت موقت را شخص آقای خمینی امضا کردند *دولت مهندس بازرگان دولت انقلابی نیست و دولت ملی هم نیست. بله. شورای انقلاب یک ضوابطی برای انتخاب وزرا انتخاب کرد. باید کسانی باشند که سابقه وابستگی به رژیم گذشته را نداشته باشند، مسلمانان عامل به احکام باشند، در رشته کاری هم که می‌خواهند انجام دهند خبره باشند. خب، با این شرط‌ها از کسانی که طاغوتی بودند، نمی‌توانستند از مدیران قبلی بیایند. از نیروهای جبهه ملی هم که با این مجموعه هماهنگ نبودند. خود روحانیت اصلاً آمادگی نداشتند حتی تا آبان سال 58 هم هنوز آمادگی نداشتند. بعداً توضیح خواهم داد که روحانیت از همان سال‌های 57، مرحوم دکتر بهشتی، دنبال قدرت و تشکیل حزب بودند. بنابراین حزب جمهوری اسلامی هم که مثل بقیه گروه‌های اجتماعی دنبال قدرت بودند هنوز سامان پیدا نکرده بودند که بخواهند وارد قدرت شوند. بنابراین آنها هم خودشان امتناع داشتند از اینکه وارد مسئولیت در دولت موقت شوند. بنابراین تمام وزرای دولت موقت پیشنهاد شورای انقلاب بوده، احکام‌‌شان را شخص آقای خمینی امضا کردند.

  ادامه مطلب: 🌐 اعتمادآنلاين »

پایگاه اطلاع‌رسانی دولت ـ پاد

قدردانی نهضت آزادی ایران از محمدجواد ظریفنهضت آزادی ایران در نامه ای خطاب به محمدجواد ظریف وزیر امورخارجه کشورمان نوشت: مواضع اخیر که در شورای امنیت سازمان ملل متحد ابراز داشتید و تاسی به راه و ذکر نام دکتر مصدق در هنگام دفاع از حقوق اساسی و حاکمیت ملی ایران عملی شجاعانه و قابل تقدیر است.

برایان هوک: ایران با رد مذاکره مستقیم با آمریکا «فرصت‌های خوبی» را از دست می‌دهدبرایان هوک: ایران با رد مذاکره مستقیم با آمریکا «فرصت‌های خوبی» را از دست می‌دهد آقای هوک با بیان این که «من درخواست گفت‌وگوی کنسولی حضوری با رژیم داده‌ام،» گفت: که او اعتقاد ندارد که رهبر جمهوری اسلامی اجازه مذاکره مستقیم را به دیپلمات‌هایش داده باشد.

رییس فیفا: هیچ رقابتی نباید لغو شودتهران- ایرنا- رییس فدراسیون بین‌المللی فوتبال گفت: همه کشورها باید از مسابقات خود حمایت کنند تا هیچ رقابتی حتی با وجود کرونا لغو نشود.

آمریکا: تصمیم ترکیه برای تبدیل موزه ایاصوفیه به مسجد «ناامیدکننده» بود♦️ آمریکا: تصمیم ترکیه برای تبدیل موزه ایاصوفیه به مسجد «ناامیدکننده» بود ▪️ رجب طیب اردوغان روز جمعه ضمن نامیدن این بنای تاریخی به عنوان مسجد، همچنین گفته دو هفته دیگر دراین مسجد نماز جمعه برگزار می‌کند

دومین کتاب خاطرات ماریا کری خواننده سرشناس آمریکایی به زودی منتشر می‌شوددومین کتاب خاطرات ماریا کری خواننده سرشناس آمریکایی به زودی منتشر می‌شود ماریا کری در پیام خود می‌گوید که مدت‌ها طول کشید تا بتواند با شجاعت و شفافیت، نگارش تمامی واقعیت‌های زندگی خود را آغاز کند.

رئیس‌جمهوری بولیوی هم به ویروس کرونا مبتلا شدرئیس‌جمهوری بولیوی هم به ویروس_کرونا مبتلا شد پیشتر نیز ژائیر بولسونارو، رئیس جمهوری برزیل، روز سه شنبه ۱۷ تیر اعلام کرده بود که جواب آزمایش کرونای او مثبت اعلام شده است.