روزنامه وطن امروز | شماره :2779 | تاریخ 1398/5/9

29/07/2019 09:22:00 ق.ظ

وطن_امروز, والیبال_جوانان

روزنامه وطن_امروز ۷ مرداد ۹۸ والیبال_جوانان نفتكش

شیخ شهیدپای مشروطه بودم تا زمانی که صحیح بودگروه یادآور: ما از کجا به کجا رسیده‌ایم؟! و موهبتی که امروز آن را طبیعی می‌دانیم یا دست‌کم نسبت به آن بی‌اعتنا هستیم، چگونه به دست آمده است؟ حکومت قانون، حکومت مردم بر مردم و نفی سلطنت، چگونه در سیری تاریخی به «جمهوری اسلامی» رسیده است؟ پادشاهانی که روزگاری سایه خداوند روی زمین خوانده می‌شدند، چگونه در گذر سال‌ها، به زیر کشیده می‌شوند و از اعتبار ساقط می‌شوند؟ آگاهی تاریخی نسبت به این مسیر موجب قدر دانستن همه آنچه می‌شود که امروز به عنوان «حق رای»، «حق تعیین سرنوشت» و تعابیر مشابه شناخته می‌شود. این گزاره البته نه به آن معناست که «جمهوری اسلامی» امروز، نتیجه مستقیم «مشروطه» دانسته شود یا اینکه گفته شود مشروطه زیربنای اتفاقاتی است که به اعطای حق رای و نفی سلطنت انجامید. اما می‌شود گفت تاریخ، مستلزم تغییرات است؛ تغییراتی که هر یک به تغییر دیگری منجر می‌شود. مثلا این گزاره را نیز می‌شود در کنار گزاره‌های پیشین قرار داد که اگر تجربه شکست مشروطه نبود، موفقیت‌های بعدی در مقابله با سلطنت استبدادی پیش نمی‌آمد؛ شکستی که تحلیل‌های فراوانی پیرامون آن مطرح شده و مقالات متعددی درباره آن به نگارش درآمده است. شکستی که برخی، مبدا آن را اعدام شیخ فضل‌الله نوری، آن هم به آن شکل، و اتفاقات بعدی که پس از حذف روحانیون صاحبنام دیگر چون آیات بهبهانی و طباطبایی رخ داد، می‌دانند. به بهانه سالروز اعدام شیخ فضل‌الله نوری، نگاهی کوتاه به زندگی و زمانه او و آنچه او از مشروطه به دنبالش بود، می‌اندازیم.

ادامه مطلب:
vatan »

شرق

🔺در نشست اساتید دانشگاه تهران چه گذشت؟ 🔹محمدجواد ظریف، علی مطهری، ابراهیم متقی، حدادعادل، محمود نیلی احمدآبادی، تقی آزاد ارمکی، صادق زیباکلام و پیروز حناچی در این نشست سخنرانی کردند. @sharghdaily sharghdaily.com ادامه مطلب >>

روزنامه وطن امروز | شماره :2777 | تاریخ 1398/5/7

روزنامه وطن امروز | شماره :2778 | تاریخ 1398/5/8

نظر هیات منصفه مطبوعات درباره وطن امروز و امین جامعهسخنگوی هیات منصفه مطبوعات گفت: جلسه رسیدگی به پرونده‌های مدیرمسئول هفته نامه امین جامعه و نشریه وطن امروز صبح امروز(یکشنبه) 6 مردادماه در شعبه ششم دادگاه کیفری یک تهران به ریاست قاضی شقاقی رسیدگی شد. کی جرات داره که اینها را مجرم بشناسه!!؟؟

روزنامه وطن امروز | شماره :2777 | تاریخ 1398/5/7

روزنامه وطن امروز | شماره :2778 | تاریخ 1398/5/8

نظر هیات منصفه مطبوعات درباره وطن امروز و امین جامعهسخنگوی هیات منصفه مطبوعات گفت: جلسه رسیدگی به پرونده‌های مدیرمسئول هفته نامه امین جامعه و نشریه وطن امروز صبح امروز(یکشنبه) 6 مردادماه در شعبه ششم دادگاه کیفری یک تهران به ریاست قاضی شقاقی رسیدگی شد. کی جرات داره که اینها را مجرم بشناسه!!؟؟

به بهانه سالروز بر دار کشیدن شیخ فضل‌الله نوری توسط فاتحان تهران شیخ شهید پای مشروطه بودم تا زمانی که صحیح بود گروه یادآور: ما از کجا به کجا رسیده‌ایم؟! و موهبتی که امروز آن را طبیعی می‌دانیم یا دست‌کم نسبت به آن بی‌اعتنا هستیم، چگونه به دست آمده است؟ حکومت قانون، حکومت مردم بر مردم و نفی سلطنت، چگونه در سیری تاریخی به «جمهوری اسلامی» رسیده است؟ پادشاهانی که روزگاری سایه خداوند روی زمین خوانده می‌شدند، چگونه در گذر سال‌ها، به زیر کشیده می‌شوند و از اعتبار ساقط می‌شوند؟ آگاهی تاریخی نسبت به این مسیر موجب قدر دانستن همه آنچه می‌شود که امروز به عنوان «حق رای»، «حق تعیین سرنوشت» و تعابیر مشابه شناخته می‌شود.بررسی تأثیرات اجتماعی نمودیافتن اقتدار دریایی ایران ترمیم ناخودآگاه جمعی اقتدار ملی دیالکتیک تصویر و تصور «تو رو خدا به من نگید چشمامو ببندم و نبینم اون ناوهای آمریکایی هر روز جلوی چشمم رژه برن، به من نگید اونها حق دارن کشتی‌هامونو نگه دارن، ماهی‌گیرهامونو دستگیر کنن و حتی قاچاقچی‌هامون هم امنیت نداشته باشن، به من نگید حافظه‌ام رو پاک کنم و یادم نیاد اون ناوی که برگشته توی خلیج همین ناویه که قاتل جون اون همه مسافر بی‌گناهه، آمریکایی‌ها برای کاپیتان ناو وینسنس مدال میدن، اونوقت شما برای یه مشت زدن به اون ناو منو مورد مواخذه قرار می‌دید!» به سختی می‌توان دیالوگ فوق از فیلم «موج مرده» ابراهیم حاتمی‌کیا را فراموش کرد، فیلمی که هرچند در کارنامه سازنده‌اش هیچگاه ندرخشید و جرح و تعدیل‌های متعدد آن کارگردانش را به قهری چندساله نسبت به سینمای مقاومت کشاند اما بخوبی جلوه‌ای تمام‌عیار از حافظه جمعی ایرانیان نسبت به نزاع‌های خلیج‌فارس محسوب می‌شد، دیالوگ‌هایی عریان که نشان از یک خاطره جمعی قدیمی نسبت به یک نبرد نابرابر دریایی در سال‌های پایانی جنگ تحمیلی داشته است.پس از ماجرای استعفای پرحاشیه در جریان سفر بشار اسد به تهران حالا محمدجواد ظریف به بهانه برخی کنایه‌های محدود به او در سریال «گاندو» باز هم بحث استعفا را مطرح کرده است نازک نارنجی نباش! گروه سیاسی: درست 5 ماه پس از استعفای نسنجیده محمدجواد ظریف از وزارت امور خارجه به خاطر عدم حضورش در دیدار روحانی و بشار اسد، او بار دیگر موضوع کناره‌گیری خود از این سمت را مطرح کرد؛ این‌بار به بهانه عجیب پخش سریال «گاندو» از تلویزیون و ادعای تضعیف وزیر امور خارجه در آن! به گزارش «وطن‌‌امروز»، شامگاه یکشنبه اخبار تاییدنشده‌ای مبنی بر نامه محمدجواد ظریف به رهبر معظم انقلاب و طرح موضوع کناره‌گیری او از وزارت امور خارجه منتشر شد.احمد مومنی راد در گفت‌وگو با ایسنا در این باره اظهار کرد: در جلسه امروز به پرونده مدیر مسئول هفته نامه امین جامعه به اتهام انتشار آثار دیگران بدون مجوز قانونی رسیدگی شد که مدیرمسئول این هفته نامه با اکثریت آرا مجرم شناخته شد و به اتفاق آرا مستحق تخفیف دانسته شد.

این گزاره البته نه به آن معناست که «جمهوری اسلامی» امروز، نتیجه مستقیم «مشروطه» دانسته شود یا اینکه گفته شود مشروطه زیربنای اتفاقاتی است که به اعطای حق رای و نفی سلطنت انجامید. اما می‌شود گفت تاریخ، مستلزم تغییرات است؛ تغییراتی که هر یک به تغییر دیگری منجر می‌شود. نسبیتی که همواره برآمده از افول یک قدرت در قرن‌های متمادی بوده که هیچگاه منتج به «فروپاشی» نشده است؛ تجربه‌ای که با نخستین تجاوزهای یک نیروی خارجی(پرتغال) به خلیج‌فارس آغاز شده است، سپس موجی از مقاومت ملی را خلق کرده و نهایتا مانع از سنگین شدن ترازوی قدرت به نفع بازیگر و عامل خارجی نشده است؛ یک الگو از مقاومتی تدریجی که هیچگاه جلودار مسیر کلی افول نشده است. مثلا این گزاره را نیز می‌شود در کنار گزاره‌های پیشین قرار داد که اگر تجربه شکست مشروطه نبود، موفقیت‌های بعدی در مقابله با سلطنت استبدادی پیش نمی‌آمد؛ شکستی که تحلیل‌های فراوانی پیرامون آن مطرح شده و مقالات متعددی درباره آن به نگارش درآمده است. عباس موسوی دیروز، در نشست خبری درباره نامه ظریف به مقام معظم رهبری درباره سریال «گاندو» گفت: من این خبر را تایید می‌کنم، این نامه از سوی وزیر امور خارجه به مقام معظم رهبری نوشته شد. شکستی که برخی، مبدا آن را اعدام شیخ فضل‌الله نوری، آن هم به آن شکل، و اتفاقات بعدی که پس از حذف روحانیون صاحبنام دیگر چون آیات بهبهانی و طباطبایی رخ داد، می‌دانند. از تجاوز پرتغالی‌ها در عهد صفویه به خلیج‌فارس تا آزادسازی آن در دوره حکمرانی شاه عباس اول، از تسلط استعمار بریتانیا بر خلیج‌فارس تا شکل گرفتن نهضت‌های استقلال‌طلبانه ملی در حاشیه آن، از جداسازی بحرین از ایران تا استیلا پیدا کردن ایالات متحده بر جریان استراتژیک خلیج‌فارس تا جنگ نفتکش‌ها در آخرین سال‌های جنگ تحمیلی و مصادیقی از این دست همگی یک الگوی ثابت از غلبه پیدا نکردن ایران بر تحولات خلیج‌فارس به شکلی منسجم و دائمی دارد. به بهانه سالروز اعدام شیخ فضل‌الله نوری، نگاهی کوتاه به زندگی و زمانه او و آنچه او از مشروطه به دنبالش بود، می‌اندازیم.

شاید مردم آن‌روز که به فکر کنار زدن نظام استبدادی ناشی از سلطنت بودند و  اولویت‌شان جنبه سلبی کار بود، آنقدرها به جایگزینش فکر نمی‌کردند. دستگیری ملوانان آمریکایی پس از تجاوز به حریم آبی ایران در اردیبهشت94 که مورد مشابه آن نیز در دهه 80 برای ملوانان انگلیسی رخ داده بود تا منهدم کردن پهپاد پیشرفته و گرانقیمت آمریکایی و توقیف نفتکش انگلیسی همگی نماد و نشانه‌ای از احیای اقتدار ملی در بستر مکان هویت‌بخش «خلیج فارس» دارد. ما فکر کردیم اگر چنین چیزی هست و اگر قرار است ایران به‌عنوان کشور مقتدر در منطقه و جهان چنین وزیر و وزارتخانه‌ای داشته باشد که این سریال ترسیم می‌کند، شاید ماندن ما و این وزیر و وزارت امور خارجه جایز نباشد و مناسب نیست ایران به‌عنوان کشوری مقتدر در منطقه از چنین وزیر و وزارت امور خارجه ادعایی آنها برخوردار باشد و به لحاظ شرعی باید کسی باشد که بتواند همزمان عزت و حتی مصلحت را سرلوحه کار خود قرار دهد و از  چنان اقتدار و صلابتی در محافل بین‌المللی برخوردار باشد که زبان گویای چنین ملت، کشور و تاریخی باشد». اینکه «عدالتخانه» به‌عنوان نخستین خواسته مردم مطرح می‌شود، ناشی از این گزاره است که آنها به نظام‌سازی آنچنان که بتوان یک دولت، حتی تحت مجموعه سلطنت مهیا کرد، نیندیشیده‌اند. صرفا از بی‌عدالتی و ظلم بی‌حد و حصر شاه و عوامل آنها به ستوه آمده بودند. این مثال نقض را زمانی می‌توان ملموس‌تر کرد که ظرف زمانی آن توأم با ظرف مکانی‌اش در شرایطی بود که فشارهای خارجی این اقتدار را توأم با رویکردی جدید برای دفع فشارها جلوه‌گر کرد. آنها قیامی را علیه آنچه می‌دانستند نباید باشد (ظلم) ترتیب داده بودند و این جنبه سلبی کار بود. ما چندان خط‌کشی‌هایی را که با هدف اختلاف‌افکنی ایجاد می‌شود، قبول نداریم. آنها دقیقا نمی‌دانستند چه آینده‌ای پیش روی قیام اولیه‌شان خواهد بود. همانگونه که حمله ناجوانمردانه ناو وینسنس به هواپیمای مسافربری ایران با گذشت 31 سال هنوز بخشی جدایی‌ناپذیر از «حافظه جمعی» ایرانیان محسوب می‌شود، نمی‌توان منکر آن شد که اقتدار عینیت‌یافته جمهوری اسلامی در بستر مکانی خلیج‌فارس نیز بخش شیرین این حافظه جمعی محسوب می‌شود.

به همین دلیل شاید قید عنوان انقلاب بر روی آنچه در مشروطه اتفاق افتاد، مناسب نباشد. از طرفی نمی‌توان مناسبات و رویارویی‌هایی را که ایران آن روزگار با پدیده غرب داشت در نظر نگرفت. اگر حافظه جمعی ایرانیان به‌علت نداشتن الگویی ملموس از توانایی پیروزی بر متجاوزان باعث شد ارتش بزرگ پهلوی اول پیش از شلیک نخستین گلوله به سمت نیروهای متفقین خود را ناتوان از مقاومت نشان دهد، در چنین موقعیتی این حافظه جمعی می‌تواند زمینه‌ساز یک باور جمعی به توانایی واکنشی مقتدرانه علیه فشارهای خارجی شود. وی افزود: آقای ظریف به‌رغم برخی بی‌مهری‌ها که عمدتا به دلیل ناآگاهی هم هست، به کار خود ادامه می‌دهند. تحولاتی که در آن مقطع در ایران پیش آمد، موجب بروز یک تفکر در برخی طبقات جامعه ایرانی شد؛ تفکری که باز جنبه سلبی داشت. در این دوره از روحانیون گرفته و تعداد بسیار کمی از آنهایی که سفر فرنگ رفته بودند و حتی در میان برخی شاهزادگان، مساله حاکمیت و هویت ملی و جغرافیا و به تعبیر امروز تمامیت ارضی تبدیل به مساله شد. اقرار فضای عمومی و حتی بخشی از آن که چندان هم با حرکت کلی نظام موافق نبوده‌اند به کنش و واکنش‌های مقتدرانه نیروهای مسلح در راستای تثبیت جایگاه مقتدرانه ایران نشانی از شکل گرفتن یک سرمایه اجتماعی درخور برای در پیش گرفتن مسیری جدید در راستای احیای «تصور ایران مقتدر» است که کمتر زمانی می‌توان آن را به اندازه وضعیت فعلی پیدا کرد، به گونه‌ای که «حال حاضر» را می‌توان نقطه‌ای حیاتی برای نشان دادن دوگانه مقاومت ملی-عقب‌نشینی دولتی در برابر فشار خارجی قلمداد کرد. تهدیدهای پیاپی از جانب روس و انگلیس آنها را به این نتیجه رساند که جریان سلطنت توان مواجهه با غرب به ظاهر قدرتمند آن روز را ندارد و باید تغییری ایجاد شود. موضوع اصلی در این میان نه یک سریال تلویزیونی که «رویکرد» محمدجواد ظریف در طرح استعفاهای پیاپی است؛ رویکردی که می‌شود گفت عملا به رویه او تبدیل شده است.

مقدمه این تغییر در مطالبه عدالتخانه ظهور و بروز داشت.   مسیری پرفراز و نشیب در یک نزاع قدیمی هرچند به شکل غیرقابل انکاری جنگ 8 ساله میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم بعثی عراق روی «زمین» تعریف شده است اما شواهد همواره گویای این مساله مهم بوده است که سرنوشت نهایی این جنگ تا حد زیادی روی «آب» تعیین شد، به گونه‌ای که شکل و شمایل ائتلاف عمده دولت‌های عربی و ایالات متحده آمریکا با عراق، در جریان جنگ نفتکش‌ها خود را عینیت بخشید. چهره‌هایی نظیر شیخ فضل‌الله نوری در این فضا و متناسب با اقتضائات فعالیت‌هایی را داشتند که هرکدام در جایگاه خود قابل بررسی است. آنگاه که نارضایتی مردم از حکومت مستبدانه پادشاه و سلطان به اتفاق مهاجرت علما و درخواست تاسیس عدالتخانه منجر می‌شود، شیخ فضل‌الله با تجربه نقشی که در نهضت تحریم تنباکو داشت، وارد عمل می‌شود و همراهی جدی با این خواسته مردم انجام می‌دهد. به شکلی اختصاری در سال 1363 نیروی هوایی عربستان‌سعودی با پشتیبانی آمریکا 2 جنگنده اف4 ایرانی را در خلیج‌فارس سرنگون کرد. چه اینکه در این سال‌ها شاهد بودیم ظریف برخلاف تمام اسلاف خود موضوع سیاست خارجی را در برهه‌های متعددی جناحی و حزبی کرده و فراتر از آن موضوعات این حوزه راهبردی را در حد مناقشات درونی و سیاسی تنزل داده است. مردم اما با سازوکار عدالتخانه ناآشنا هستند! تعریف مشخصی از قانون برای‌شان متصور نیست. ولی باید قانون نوشته شود! حالا قانون را چه کسانی می‌نویسند؟! آنها که با این امور آشنا بودند و تجربه آشنایی با قوانین را یا با ترجمه‌های محدودی که می‌شد، یا با استفاده از سفرنامه‌ها و یا مشاهدات شخصی می‌نوشتند؛ قانونی که با شریعت و باورهای فرهنگی ایرانی الزاما همخوانی ندارد. با طولانی شدن جنگ ایران و عراق، نبرد در جبهه دریا تشدید شد؛ به طوری که تعداد حملات دریایی از 5 و 22 مورد در سال‌های اول و دوم جنگ، به 111 و 179 مورد در سال‌های ششم و هفتم جنگ رسید و تعداد زیادی از کشتی‌هایی که در این بین آسیب دیدند به کشورهایی به جز ایران و عراق تعلق داشتند.

آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری در این مرحله یکی از کسانی است که به تعدیل آنچه به‌عنوان مدل قانون‌نویسی از غرب گرفته شده بود، می‌پردازد. سابقه‌دار در قهر و آشتی! در ساعات پایانی دوشنبه ششم اسفندماه 97 محمدجواد ظریف با انتشار متنی در صفحه اینستاگرامش، استعفای خود را اعلام کرد. اصل دوم قانون اساسی محصول همین رویکرد است؛ رویکردی که پاسخی به چالش‌ها و تعارضات احتمالی میان قوانین و شریعت است. متعاقب آن رونالد ریگان، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، امنیت در خلیج‌فارس را به‌عنوان یکی از اولویت‌های خود اعلام کرد و به این ترتیب در حدود یک سال پایانی جنگ، نیروی دریایی آمریکا با هدف اعلام‌شده محافظت از نفتکش‌‌های کویتی درگیر شد و عملا جنگی اعلام‌نشده را علیه نیروهای ایرانی آغاز کرد؛ جنگی که برخی آن را بزرگ‌ترین درگیری دریایی آمریکا پس از جنگ دوم جهانی می‌دانند. پیشنهاد اصل دوم قانون اساسی کار مهمی بود که شاید تنها شیخ می‌توانست پای آن بایستد: «مشروطه خوب لفظی است، شاه دستخط مشروطیت را دادند، شاه مرحوم دستخط داده‌اند، مشروطه باید باشد ولی مشروطه مشروعه و مجلس محدود، نه هرج و مرج». یا «. کویت بندر «الشعیبیه» را براى تخلیه اسلحه و تجهیزات و مهمات وارداتى در اختیار عراق قرار داده بود و حتى پایگاه هوایى بندر «على السالم» و فضاى هوایى خود را به نیروهاى هوایى ارتش بعث پیشکش کرد. فاصله دفتر من تا کاخ ریاست‌جمهوری  5 دقیقه است جناب رئیس جمهور»..

. به این ترتیب عملیات «ارنست ویل» رسما در جهت تأمین امنیت صادرات نفت عراق از طریق کویت و واردات این کشور انجام مى‏شد و طبیعى بود که ایران در برابر چنین مسأله‏اى آرام ننشیند، زیرا مدت‏ها بود که عراق با گسترش و تشدید حملات هوایى به مراکز نفتى و خطوط کشتیرانى در خلیج‌فارس امنیت شاهراه اقتصادى ایران را با خطر جدى مواجه کرده بود. وقتی را صرف این کار با جمعی از علما کردم و بقدر میسور تطبیق به شرع، یک درجه شد. برخی کارشناسان معتقدند با توجه به خروج آمریکا از برجام و انفعال 15 ماهه اروپایی‌ها در انجام مطالبات ایران در این توافق، احتمالا خود ظریف هم فهمیده است که برجام و پروژه تعامل با غرب برای حل مشکلات کشور بی‌فایده مانده و در نتیجه می‌خواهد به هر نحوی شده از مسؤولیت خود به‌عنوان نفر دوم پروژه برجام شانه خالی کرده و پا پس بکشد.. نخستین کاروان نفتکش‏هاى کویتى تحت پرچم آمریکا و با اسکورت ناوشکن‏هاى ابرقدرت غرب، دو روز بعد از تصویب قطعنامه 598 حرکت خود را از سواحل امارات عربى متحده در دریاى عمان آغاز کرد.. لیکن فرقه‌ای که زمام امور حل و عقد مطالب و قبض و بسط مهام کلیه بدست آنها بود مساعدت نمی‌کردند، بلکه صریحاً و علناً گفته که ممکن نیست مشروطه منطبق شود با قواعد الهیه و اسلامیه و با این تصحیحات و تطبیقات دولت‌های خارجه ما را به‌عنوان مشروطه نخواهند شناخت». بازتاب این حادثه بسیار گسترده بود. اظهارنظر چند سال قبل او درباره اینکه آمریکا با یک بمب می‌تواند توان دفاعی کشور را از بین ببرد یا اظهارنظر سال گذشته او در اتهام‌زنی به جمهوری اسلامی مبنی بر وجود پولشویی گسترده در ایران، مواردی از همین روحیه ظریف است.

شیخ فضل‌الله مفهوم و مقصود و مراد از مشروطیت عینی و مشهود را چنین تحریر می‌کند: «.. در واکنش به این اتفاق، دریابد «ویلیام کراو» رئیس وقت ستاد مشترک ارتش آمریکا، در این باره نوشت: به نظر می‌رسد تهران تصمیم آگاهانه‌ای گرفته است که به‌رغم همه خطرات با آمریکا مقابله کند.. به حاشیه راندن این دستاورد مثبت جمهوری اسلامی در حوزه منطقه آن هم زمانی که این کار از سوی وزیر امور خارجه کشور سر بزند، به تنهایی گواهی روشن بر این مطلب است که ظریف بدیهیات شؤون جایگاهی را که در آن قرار داشته هم رعایت نکرده است. بدان که حقیقت مشروطه عبارت از آن است که منتخبان از بلدان به انتخاب خود رعایا در مرکز مملکت جمع شوند و اینها هیأت مقننه مملکت باشند و نظر به مقتضیات عصر بکنند و قانونی مستقلاً مطابق با اکثر آرا بنویسند موافق مقتضی عصر به عقول ناقصه خودشان بدون ملاحظه موافقت و مخالفت آن با شرع اطهر، بلکه هر چه به نظر اکثر آنها نیکو و مستحسن آمد او را قانون مملکتی قرار بدهند مشروط به اینکه اساس تمام مواد آن قانون به دو اصل مشؤوم که مساوات و حریت افراد سکنه مملکت است، باشد و سوای این، آنچه به تو گفته‌اند کذب محض است». به موازات عملیات «اراده قاطع» ارتش آمریکا، ستاد فرماندهی عملیات ویژه این کشور نیز عملیات «فرصت عالی» را با اهداف مشابه انجام می‌داد.  اگرچه مسیری که در ادامه طی شد، نتیجه را تغییر داد اما همین پایمردی در نظر داشتن «شریعت» را تبدیل به مساله کرد.

در آینده و حتی پس از اعدام شیخ فضل‌الله، حتی در میان برخی مخالفان وی، متاثر از اصرار شیخ، از توجه به مساله «شریعت» کاسته نشد. دست‌کم 3 نفر از خدمه ایرانی کشتی هم در جریان حمله هلیکوپترهای آمریکایی و توقیف آن شهید شدند اما علی‌اکبر ولایتی، وزیر وقت امور خارجه ایران، در نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل اتهام مین‌گذاری را رد کرد.. در ادامه و پس از جدی شدن تعارضات و چالش‌ها، شیخ فضل‌الله به این نتیجه رسید که حتی با اصلاح قانون اساسی اتفاق خاصی نخواهد افتاد. دوره انحلال مجلس و رد قانون اساسی توسط شیخ فضل‌الله، پیشنهاد بعدی او را در پی داشت که طرح تاسیس دارالشورای اسلامی بود؛ دارالشورایی که در آن مقطع به خاطر فضای موجود به سرانجام نرسید و نمی‌رسید. در 16 مهر 1366 هلیکوپترهای آمریکایی به گروهی از قایق‌های سپاه پاسداران در نزدیکی جزیره فارسی، در آب‌های میان ایران و عربستان در خلیج‌فارس، حمله کردند.  شیخ فضل‌الله موافقت خود را با مجلسی که با رعایت احکام اسلام قانون وضع کند، اعلام داشته و در یکی از سخنرانی‌های خود، موضع و مقصودش را چنین اعلام می‌دارد: «.. آمریکایی‌ها در این حمله 6 نفر از نیروهای سپاه را هم به اسارت گرفتند که 2 نفر از آنها شهید شدند.

. ایّها الناس، من به هیچ وجه منکر مجلس شورای ملی نیستم. در 27 مهر 1366 نیروهای آمریکایی سکوهای نفتی ایران را در میدان نفتی رشادت از بین بردند... آمریکا مدعی بود از سکوهای نفتی میدان رشادت برای پشتیبانی عملیات نظامی استفاده شده است. صریحاً می‌گویم.

. از آنجا که خط لوله‌ای میان سکوهای نفتی میدان رشادت و میدان رسالت وجود داشت، حمله آمریکا، به سکوهای میدان نفتی رسالت هم آسیب زد.. که من آن مجلس شورای ملی را می‌خواهم که عموم مسلمانان آن را می‌خواهند. برخورد به مین دریایی آسیب جدی به این ناو زد و 10 نفر از خدمه آن هم زخمی شدند. به این معنی که البته عموم مسلمانان مجلسی می‌خواهند که اساسش بر اسلامیت باشد و برخلاف قرآن و برخلاف شریعت محمدی(ص) و برخلاف مذهب مقدس جعفری، قانونی نگذارد. من هم چنین مجلسی می‌خواهم». آنها می‌گفتند مین‌های دیگری در منطقه یافته‌اند که مشخصات‌شان با مین‌های یافته‌شده در کشتی ایران اجر مطابقت داشته است.

پس از فتح تهران محمدعلی شاه خلع شد. این اتفاق به زعم برخی تحلیلگران تاریخ مشروطه، کاری بی‌فایده در آن مقطع بود، چرا که باعث نابسامانی بیش از پیش در اداره کشور شد و آرامش و رفاه نسبی دوران سلطنت وی نیز محقق نشد. چهار روز بعد و در 29 فروردین 1367 نیروهای آمریکایی به انتقام برخورد مین به ناو ساموئل بی‌رابرتز در عملیاتی به سکوهای نفتی ایران در نصر و سلمان، با قابلیت تولید در مجموع بیش از 300 هزار بشکه نفت در روز حمله کردند. در ادامه و پس از اعدام شیخ، ترور آیت‌الله بهبهانی، رحلت آخوند خراسانی، ورود نیروهای بیگانه به کشور و کنار زدن روحانیت وقت از مصدر امور، نهاد دولت دچار جریانی از روشنفکری آن روز شد که صرفا دلخوش به حمایت خارجی بود. ظاهر پدیده مشروطه، مبارزه با استبداد بود. نیروهای ایرانی توانستند یک هلیکوپتر کبرای آمریکایی را سرنگون کنند که 2 خدمه آن کشته شدند. البته به دلیل اینکه استبداد زمینه‌ساز حضور استعمار در داخل کشور نیز شده بود، دشمنی با استعمار را نیز نتیجه می‌داد.

در این میان مشروطه اما یک تجربه جدید در مواجهه با عصر جدید در غرب بود. در چنین وضعیتی می‌توان حادثه شلیک ناو «وینسنس» آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایران را به‌عنوان پایانی تلخ از سرنوشت جنگ نفتکش‌ها و نبردهای نظامی خلیج‌فارس دانست، شلیکی ناجوانمردانه که باعث به شهادت رسیدن تمام 290مسافر آن شد و هرچند تبدیل به نقطه پایانی بر درگیری‌های زمانه خود شد اما نهایتا همچون جراحتی درمان‌ناپذیر حکایت آن برهه زمانی را ملموس و زنده نگه داشت. ویژگی شیخ فضل‌الله این بود که برخلاف عموم روشنفکران و حتی برخی روحانیون تراز اول، از این مواجهه ذوق‌زده نشده بود. توجه به داشته‌های خودی و تذکر مدام پیرامون شرع و مخالفتی که با ظاهر برساخته شده مشروطه داشت از همین رو قابل تحلیل است. با این همه اما در چند سال اخیر و پس از تولید تعدادی مستند همچون «رو در رو با شیطان» و تدوین چند جلد کتاب همچون «بار دیگر، نادر» و «دریامرد» بود که نام شهید «نادر مهدوی» به‌عنوان قهرمانی ملی در عرصه جنگ نفتکش‌ها روی زبان‌ها افتاد و او را تبدیل به نمادی از مقاومت ایرانیان در خلیج‌فارس کرد.‌ شیخ فضل‌الله برخلاف آنچه در همه این سال‌ها به او نسبت داده‌اند، خواستار استقلال بود اما نه به بهای تسلط استعمار. حرکت آخوند خراسانی و آیت‌الله بهبهانی در قضیه مشروطه اما از جنس شیخ فضل‌الله نبود. آمریکا که تا آن هنگام، در پشت صحنه جنگ قرار داشت و غالباً عراق را به عنوان پیشقراول به جنگ با ایران فرستاده بود، با مشاهده ضعف روزافزون قدرت نظامی عراق در دریا، به ناچار به صورت آشکارا و علنی و آن هم در قالب سازمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و به بهانه واهی حفاظت از نفتکش‌های برخی کشورهای عربی وارد خلیج‌فارس شد.

اگرچه آنان نیز در نیت به دنبال این بودند که نفی سلطنت و رد استبداد حاصل شود، اما حوادثی که در ماه‌ها و سال‌های پس از اعدام شیخ رخ داد، نشان داد رویه شیخ در ماجرای مشروطه و پیش‌بینی  او درست‌تر بود. اسلام سیاسی که شیخ دنبال آن بود، به دلیل غفلت بسیاری از روحانیون هم‌تراز او در آن دوره، فضایی برای غلبه پیدا نکرد. اولین کاروان از نفتکش‌های کویتی آن هم با پرچم آمریکا و اسکورت کامل نظامی توسط ناوگان جنگی این کشور در تیرماه سال 1366 به راه افتادند. با آنکه قضیه تحریم تنباکو توسط میرزای‌شیرازی نشان داده بود اگر فضای نظری مناسبی پیرامون وضع سیاسی آن روز ایجاد می‌شد، بدنه اجتماعی نیز همراهی می‌کرد.  از همین منظر گفتمانی، شیخ فضل‌الله نوری چهره محوری ماجرای مشروطه است. در این کاروان، نفتکش کویتی «اَلرَخاء» با نام مبدل «بریجتون» حضور داشت که در بین یک ستون نظامی، به طور کامل اسکورت می‌شد. اما به این دلیل که او همواره در بستر مناظره‌گونه‌ای که تایید یا رد مطلق مشروطه مورد بحث قرار گرفته، داوری شده است، افکارش ناشناخته مانده است.

از آن جمله می‌توان به تاکید شیخ فضل‌الله بر ضرورت وجود 2 نهاد اساسی برای جامعه آن روز ایران اشاره کرد: یکی تربیت اهالی به معارفی که از پرتوی آنها روی زمین روشن شده است، ولی به شرطها و شروطها؛ شرط‌هایی که هنوز هم در نظام آموزشی‌مان اعمال نکرده‌ایم. واقعه زدن کشتی بریجتون به قدری بزرگ و تاثیرگذار بود که علاوه ‌بر داخل در خارج از کشور نیز بازتاب فراوانی داشت. دوم، تاسیس معدلت عمومی. اما چون دید از طریق مجلس می‌توان به این هدف رسید با نهضت مشروطه همراه شد به شرطی که از علما کسانی برای نظارت باشند. «مارلین فیتز واتر» سخنگوی وقت کاخ سفید در واکنش به این حادثه گفت: «در حال حاضر انتقام‌گیری از ایران به خاطر این مین‌گذاری مورد نظر نیست. (دکتر موسی حقانی در  نشست «شیخ فضل‌الله نوری؛ حدیث نامکرر») او در نامه‌ای به فرزندش می‌گوید: «پای مشروطه بودم تا زمانی که صحیح بود، تا زمانی که مبارزه با استبداد بود اما وقتی معلوم شد که می‌خواهند بدعت در احکام خدا بگذارند اعلام برائت کردم». خانه شیخ فضل‌الله نوری روز ۸ مردادماه توسط گروهی از مشروطه‌خواهان محاصره شد. اما نبرد اصلی چند ماه بعد در مهرماه66 اتفاق افتاد،  شهید نادر مهدوی همراه با تنی چند از همرزمانش جهت گشت‌زنی و حفاظت از آب‌های خلیج‌فارس با استفاده از دو فروند قایق تندرو توپدار به نام «بعثت» و یک فروند ناوچه به نام «طارق» به سمت جزیره فارسی حرکت می‌کنند.

وی را 3 روز در کاخ گلستان در بازداشت نگاه داشتند و سرانجام ۱۱ مردادماه پس از محاکمه‌ای کوتاه توسط شیخ ابراهیم زنجانی، شیخ فضل‌الله نوری را برای اجرای حکم اعدام به میدان توپخانه بردند و یپرم‌خان ارمنی که ریاست نظمیه را به عهده داشت حکم را به اجرا درآورد و شیخ به دار آویخته شد. خانواده شیخ فضل‌الله پیکر وی را مخفیانه به منزل بردند و در اتاقی در حالی که غسل و کفن شده بود گذاشتند و آن را تیغه کردند و برای اینکه کسی بویی نبرد مراسمی ظاهری گرفتند و جنازه‌ای غیرواقعی را در قبرستان دفن کردند. در این اثنا صدای انفجار مهیبی همه را متوجه خود می‌کند. پس از 18 ماه جسد را از آن اتاق درآورده و مخفیانه به قم انتقال دادند و در مقبره‌ای که در صحن حرم حضرت معصومه تدارک دیده بودند، دفن کردند. هر وقت خواستم از خودم دفاع کنم نگذاشتند مرحوم آیت‌الله حاج ملامحمدجواد صافی‌گلپایگانی (قده)- پدر آیت‌الله صافی گلپایگانی- از یاران صمیمی شهید آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری بوده است. ارتباط ناوگروه با مرکز به کلی قطع شد. در گفت‌وگویی که آیت‌الله صافی‌گلپایگانی پیرامون ارتباط پدرشان با شیخ فضل‌الله داشته‌اند، خاطره‌ای خواندنی هست که در ادامه می‌خوانید:  هنگامی که مرحوم والد در تهران بودند، با مرحوم شیخ فضل‌الله همفکر بودند و کاملاً از اهداف مشروطه‌خواهان که حرکت را رهبری می‌کردند، آگاه شده بودند.

وقتی هم که در اصفهان بودند، مدرس بودند. شهید مهدوی بلافاصله نیروهای تحت امر خود را جهت انجام عملیات مقابله به مثل فرامی‌خواند. مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی خیلی از ایشان تعریف می‌کرد. به والد ما می‌گفت: «من یک شب هم شما را در دعای نماز شب، فراموش نمی‌کنم». شهید مهدوی و یارانش بشدت در تب و تاب این می‌افتند بالگرد را بزنند. وقتی ایشان از اصفهان به تهران مهاجرت کرده بودند، می‌فرمودند: «هنگامی که مجاهدان شهر را گرفتند، وضع به‌گونه‌ای بود که ملاقات با مرحوم حاج شیخ ممنوع بود. مرحوم حاج‌آقا فخر، یکی از روحانیون گلپایگان به مرحوم والد گفته بود حکمی از طرف مرحوم نجم‌آبادی و یکی دیگر از علما ـ‌که من اسمش را فراموش کرده‌ام‌ـ دارم و می‌خواهیم به امضا و تنفیذ شیخ برسد». در این بین قایق دیگر هم از چند طرف هدف قرار می‌گیرد.

مرحوم والد متعذر می‌شود که در این شرایط دیدار شیخ مخاطره‌انگیز است. بالاخره با اصرار او به ‌وسیله کسی که متصدی امور مرحوم شیخ بود، قرار ملاقاتی بعد از نماز مغرب و عشا گذاشته می‌شود و به دیدار وی موفق می‌شوند.  پس از 20 دقیقه رزم جانانه و مردانه، زنده به چنگال دشمن می‌افتند. ایشان می‌گفتند: «من حکم را به مرحوم شیخ دادم. او نیز به اعتبار اینکه یکی از آن دو نفر را می‌شناخت، آن را امضا کرد». بالاخره پس از گذشت 6 روز، پیکرهای شهدا و اسرا از مسقط، پایتخت کشور سلطان‌نشین عمان تحویل گرفته شد و از مرز هوایی وارد فرودگاه مهرآباد تهران شد.  مرحوم والد می‌فرمود: «بعد از کمی صحبت می‌خواستم بگویم کار خطرناکی است و باید مواظب خودتان باشید و اصلاً کسی هم فکر نمی‌کرد این گونه می‌شود.

مرحوم حاج شیخ پرسید: چه خبر دارید؟ همه را گفتم، اوضاع شهرها، مجاهدان و علما. مرحوم شیخ نیز کمی فکر کرد و گفت: چه باید کرد؟ گفتم: آقا امروز مشیرالسلطنه از دربار آمده بود و می‌خواست به خانه‌اش برود که در راه به او شلیک می‌کنند، ولی نجات می‌یابد. وقتی به خانه می‌رسد، یک پرچم روس به خانه‌اش می‌زند! ـ‌ چون هر کس آن پرچم را می‌زد در امان بود - در این هنگام مرحوم شیخ گفت: می‌گویید من هم به سفارت روس پناهنده شوم؟ گفتم: من نمی‌گویم به روس پناهنده شوید اما در بین مردم منتشر کرده‌اند که شما با روس‌ها ارتباط داشته‌ و نوشته‌ای به این مضمون پخش کرده‌اید. مرحوم شیخ گفت: شما کاغذ را دیده‌اید؟ گفتم: نه، ندیده‌ام و می‌دانم دروغ است و اصل این کاغذ هم دروغ است، ولی جامعه این را قبول نمی‌کند. در واقع کاغذی است که به نام شما در خطاب به سفارت روس، منتشر کرده‌اند».

اینجا مرحوم شیخ جوابی داده‌اند که خیلی عالی است. ایشان به مرحوم والد قریب به این مضامین گفتند: «من هر وقت خواستم از خودم دفاع کنم نگذاشتند. هر وقت می‌خواستم خودم را معرفی کنم، اجازه نمی‌دادند و با راه‌های متفاوت جلوگیری می‌کردند و حقایق را وارونه جلوه می‌دادند. درست مثل امام حسین(ع) که در روز عاشورا هر وقت می‌خواست خودش را معرفی کند، هلهله می‌کردند و نمی‌گذاشتند کسی متوجه شود و سخن حضرت را بشنود. من چگونه به این مردم حالی کنم یا حتی به گوش‌شان برسانم که من نبودم؟! با این حال من در میان دولت‌های خارجه جزو علمای درجه اول محسوب می‌شوم.

حالا هستم یا نیستم، در نظر اینها این طور است. اگر پرچم آنها را بر سردر خانه خود بزنم، آنها چه می‌گویند؟! آیا نمی‌گویند شیخ فضل‌الله به ما پناهنده شد؟ بلکه می‌گویند یک عالم اسلامی به کفر پناهنده شد. از این گذشته آیندگان چگونه فکر خواهند کرد؟ لذا اگر مرا بکشند، بهتر است که پناهنده به غیر شوم».   مجتهد تراز اول شیخ فضل‌الله نوری، پسر ملاعباس نوری‌مازندرانی معروف به شیخ فضل‌الله یا حاجی شیخ نوری از روحانیون متنفذ شیعه و منتقدان حکومت مشروطه ایران بود. وی ماه ذیحجه سال ۱۲۵۸ هجری قمری در تهران به دنیا آمد.

دروس مقدماتی را در همین شهر خواند و سپس برای ادامه تحصیلات عازم عتبات شد. وی دارای استعداد فوق‌العاده‌ای بود و در کنار آن با سعی و تلاش توانست در مدت زمان بسیار کمی به درجه اجتهاد و فقاهت برسد تا جایی که احمد کسروی، نویسنده کتاب «تاریخ 18 ساله آذربایجان» درباره وی می‌گوید: «حاج شیخ فضل‌الله نوری از مجتهدان بنام و باشکوه تهران شمرده می‌شود».  شیخ فضل‌الله که به مدت 20 سال در عتبات زندگی می‌کرد پس از مشاهده ظلم و ستم زیادی که بر مردم ایران می‌رفت با توصیه میرزای شیرازی به ایران بازگشت و کوشید در کنار کسب علم و دانش و پرورش افرادی همچون عبدالکریم حائری (مؤسس حوزه علمیه قم) و حاج حسین قمی، برای آگاه ساختن مردم راه مبارزه با ظلم و استبداد را نیز در پیش بگیرد تا جایی که کلاس‌های درس و شیوه زندگی وی شهرت بسیار زیادی در میان مردم عادی پیدا کرد. دکتر فریدون آدمیت که از بزرگ‌ترین نویسندگان تاریخ مشروطه و جزو مخالفان اندیشه شیخ محسوب می‌شود، درباره وی می‌گوید: «متفکر مشروطه مشروعه، شیخ فضل‌الله نوری بود. مجهتد تراز اول، استاد مسلم فن درایه که پایه‌اش را در اجتهاد اسلامی برتر از سیدعبدالله بهبهانی و سیدمحمد طباطبایی شناخته‌اند».

 شیخ فضل‌الله نوری همراه با استاد خود میرزای‌شیرازی، از نخستین افرادی به شمار می‌رفت که مخالفت شدید خود را با قرارداد تنباکو اعلام کرد و به‌عنوان یکی از رهبران نهضت تنباکو که سعی در مبارزه با استبداد داخلی و استعمار انگلیس و جلوگیری از خروج سرمایه از کشور داشت، شناخته می‌شد. در جریان جنبش تنباکو بدون تردید در کنار میرزای شیرازی، نقش شیخ فضل‌الله نوری به‌گونه‌ای کلیدی و مهم بود که احتشام‌السلطنه در این باره می‌نویسد: «در آن نهضت عظیم که قدرت غالب و تسلط بیگانه به‌رغم همه نفوذ و ریشه‌ای که در جمیع ارکان دربار و دولت ایران داشت و با رواج رشوه، از پادشاه تا کوچک‌ترین غلامان شاهی و اجزای دولتی را به فساد و تباهی کشیده و همه را برده و فرمانبر خویش می‌دانست و پیشرفت و پیشبرد جمیع نقشه‌ها و توقعات خود را محتوم و انجام‌یافته می‌دیدند، نفوذ و سلطه روحانیت و ریشه پردوام مذهب در دل و جان 20 کرور نفوس ایران، طعم تلخ شکست را به ایشان چشانید و نشان داد که قدرتی مافوق قدرت امپراتوری انگلیس و روس هم وجود دارد. در آن وقایع شیخ فضل‌الله نوری در تهران در صف پیشوایان روحانی، مشوق و محرک مردم در مخالفت با امتیاز نامه رژی بود». تمام این مسائل موجب شد شیخ فضل‌الله نوری به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین شاگردان میرزای‌شیرازی جزو نخستین روحانیون مبارز علیه استعمار کشورهای خارجی شناخته شود؛ ویژگی‌ای که در کنار اعتقاد بسیار راسخ وی به اسلام و تلاش برای اجرای کامل دین در جامعه، به‌عنوان مشخصه بارز شیخ فضل‌الله نوری در میان بسیاری از مؤرخان مخالف و موافق وی مطرح می‌شود. پس از درگذشت میرزای‌شیرازی و احتمال مرجعیت وی و میرزاحسن آشتیانی، شبنامه‌هایی در ذیقعده ۱۳۱۲ قمری علیه وی پخش شد.

با این حال طبق پیش‌بینی دوست و دشمن، شیخ فضل‌الله پس از درگذشت میرزای‌آشتیانی، عالم و مجتهد اول تهران شد. گناه ملی! گاهی یک ملت یا جماعت مؤثری از یک ملت مبتلا به گناهی می‌شوند. این گناه هم استغفار خودش را دارد. یک ملت گاهی سال‌های متمادی در مقابل منکر و ظلمی سکوت می‌کند و هیچ عکس‌العملی از خود نشان نمی‌دهد؛ این هم یک گناه است. شاید گناه دشوارتری هم باشد؛ این همان «انّ‌الله لا یغیّر ما بقوم حتّی یغیّروا ما بانفسهم» است؛ این همان گناهی است که نعمت‌های بزرگ را زایل می‌کند؛ این همان گناهی است که بلاهای سخت را بر سر جماعت‌ها و ملت‌های گنهکار مسلط می‌کند.

ملتی که در شهر تهران ایستادند و تماشا کردند که‌ مجتهد بزرگی مثل شیخ فضل‌الله نوری را بالای دار بکشند و دم نزدند؛ دیدند که او را با اینکه جزو بانیان و بنیانگذاران و رهبران مشروطه بود، به جرم اینکه با جریان انگلیسی و غرب‌گرای مشروطیت همراهی نکرد، ضد مشروطه قلمداد کردند- که هنوز هم یک عده قلم‌زن‌ها و گوینده‌ها و نویسنده‌های ما همین حرف دروغ بی‌مبنای بی‌منطق را نشخوار و تکرار می‌کنند- 50 سال بعد چوبش را خوردند: در همین شهر تهران مجلس مؤسسانی تشکیل شد و در آنجا انتقال سلطنت و حکومت به رضا شاه را تصویب کردند. آنها یک عده آدم خاص نبودند؛ این یک گناه ملی و عمومی بود. (بخشی از بیانات رهبر انقلاب 8/8/1384) .