پناهجو, قاچاق_انسان

پناهجو, قاچاق_انسان

روایت پنجاه و یکم؛ ۹ سال پناه‌جویی در سوریه؛ از ربوده‌شدن تا پناه به نقاشی

13/05/2020 05:02:00 ب.ظ

دو خواهر همراه بامادرشان پس از ناپدید شدن ناگهانی پدر که جانباز جنگ ایران وعراق بود و ناامیدی از یافتنش ،قدم به ترکیه گذاشتند، ربوده شدند، مورد آزار قرار گرفتند وحالا ۹سال است در کشور سوریه پناهجو هستند. گزارشی از aidaghajar 👇 اخبار_ایران قاچاق_انسان

منتشر شده است.مادر فرزانه همان سال گم شدن همسرش به دنبال او، به اداره‌ها و مراجع مختلفی مراجعه کرد؛ اما نه‌تنها خبری از او نیافت بلکه به گفته فرزانه، در همان سال ماموران امنیتی به خانه‌ آن‌ها هجوم بردند و بسیاری از مدارکشان را ضبط کردند. فشارهای خانواده مادری باعث شد که مادر فرزانه غیابی طلاق بگیرد و همین مساله باعث شد که نتواند پیگیر دریافت حقوق ماهیانه همسر سابقش شود و مسئولان این پیگیری را منوط به درخواست فرزندان حجت پاک‌بین کردند. به گفته فرزانه، آن‌ها ارث پدربزرگ را در بازار به جریان انداختند تا بتوانند معیشت خود را تامین کنند. چند سالی گذشت تا دخترها به سن قانونی رسیدند و توانستند برای پیگیری دریافت حقوق پدرشان، اقدام کنند؛ اما هرچه این پیگیری‌ها بیشتر شد، فشارها هم بر این خانواده افزایش یافت.

آیا مدال طلای جواد فروغی پس‌گرفته می‌شود؟ | DW | 01.08.2021 جلال ستاری، نویسنده و اسطوره‌شناس ایرانی درگذشت | DW | 31.07.2021 شهادت سرباز دهه هشتادی با ضربات چاقوی یک شرور + عکس- اخبار پلیس - اخبار اجتماعی تسنیم | Tasnim

«از دادگستری گواهی رشد گرفتم و دانشجو شدم. بالاخره یک سال حقوق پدرم را به ما پرداخت کردند؛ اما از همان زمان مشکلاتم در دانشگاه شروع شد. به شهرستان «نهاوند» رفته بودم تا به دنبال پدرم بگردم، به‌محض بازگشت اخطاریه‌ای از دانشگاه دریافت کردم که دقیقا در همان تاریخ، با «حجاب غیراسلامی» در دانشگاه حاضر شده بودم. درحالی‌که من در آن تاریخ «نهاوند» بودم. پدرم تکنسین ماشین‌آلات سنگین و سنگرساز بود. در هر پیگیری و مراجعه به مراجع مختلف، اخطاریه‌ای از سوی دانشگاه دریافت می‌کردم که شئونات اسلامی را رعایت نمی‌کنم. حتی در یکی از مراجعاتم شخصی به نام «حسینی» گفت: «اصلا بزنم پدرت شهید شده؟» منم عصبانی شدم که مگر النگویم را گم کرده‌ام؟ فردای آن روز اخطاریه‌ دیگری دریافت کردم.»‌

 سال ۱۳۸۶ خانواده «حجت پاک‌بین» که انگار تلاش‌هایشان نافرجام می‌دیدند، به سراغ وکیل رفتند: «وکیل اما بعد از ۱۰ ماه پیگیری پرونده گفت که به دادگاه نمی‌آیم و خودتان بروید. تلفنمان را هم دیگر جواب نداد. پیگیری‌ها را خودمان ادامه دادیم و در دادگاه حاضر شدیم. قاضی به من گفت نمی‌توانیم بگوییم شهید شده یا جان باخته است، چون طبق قانون مفقودی باید بالای ۷۵ سال باشد تا بتوانیم مرگ یا شهادتش را ثبت کنیم. بعد از مدتی وکیلمان با مادرم تماس گرفت و گفت که نصیحت من به شما این است که از ایران خارج شوید. مدارک ما را پس نداد و ملاقات هم نکرد. به‌مرور عرصه بر ما تنگ شد. سال ۱۳۸۷ در دانشگاه برایم کمیته عقیدتی و سیاسی تشکیل دادند. بالاخره تصمیم به خروج از ایران گرفتیم.» headtopics.com

فرزانه و ریحانه پاسپورت‌های خود را گرفتند و راهی شدند. اول ریحانه به ترکیه رفت و بعد از ده روز فرزانه و مادرش به او پیوستند. به گفته فرزانه یکی از چهره‌های سرشناس ورزشی ایران که هویتش نزد ما محفوظ است، بانی خروج آن‌ها از ایران بود و در فرودگاه ترکیه، مادر و دختر را تحویل گرفت: «ناگهان رفتارش عوض شد. انگار که او ارباب بود و ما کارگرانش. ریحانه در فرودگاه نبود. خودروی ون منتظر ما بود، آن شخص به همراه راننده اسلحه و کارت نشان دادند و گفتند از سپاه قدس هستند و ما را سوار کردند. دنیا روی سرمان خراب شد. در محله‌ای اطراف استانبول ما را در یک اتاق قرار دادند و چمدان‌هایمان را گشتند، طلا و پول‌هایمان را برداشتند. گریه می‌کردیم و آن‌ها فحاشی می‌کردند.»

به نظر می‌رسد که فرزانه و مادرش را ربوده بودند، اما روایت حبس و آزار آن‌ها توسط این تیم اینجا به پایان نمی‌رسد، آن‌ها بعد از دو روز به مکان دیگری منتقل می‌شوند که ریحانه را زخمی با صورت کبود، در آن نگهداری می‌کردند: «نزدیک به ۴۰ روز ما را در این خانه نگه داشتند. سه مرد بودند که یکی از آن‌ها راننده بود و هرروز برایمان یک وعده غذا مثل مربا و نان می‌آورد. در این ۴۰ روز ما را شکنجه کردند تا آن‌که یک روز ریحانه رگش را زد و خودکشی کرد.»

صدای فرزانه هنگام روایت این بخش از زندگی‌شان می‌لرزید، نفسش را تازه می‌کرد اما می‌خواست حتی به‌سختی، اما تمام آنچه را از سر گذرانده‌اند روایت کند: «پسری به اسم «سعید» را در اتاق دیگری نگهداری می‌کردند. صاحب‌خانه و مردانی که در رفت‌وآمد بودند به او در حمام تجاوز می‌کردند، سعید چشم‌های روشنی داشت، اهل تهران بود. ریحانه را هم آزار داده بودند. پاهای ریحانه زخم بود. جلوی چشمان ما او را مجبور می‌کردند آلتشان را بخورد. با لمس سینه‌های مادرم او را شکنجه می‌کردند، ما را آزار جنسی دادند. یک شب با صدای بلند گفتند فردا نوبت کتی [فرزانه] است. ریحانه همان شب رگ دستش را زد.»

روایت‌های فرزانه شاید باورنکردنی به نظر برسد، اما نمونه همچنین روایت‌هایی را می‌توان از زنان پناه‌جو بسیاری شنید که در مسیر مهاجرت توسط افراد مختلف مورد آزارهای جنسی و تجاوز قرار گرفته‌اند. بسیاری از آن‌ها برای ماه‌ها در اختیار قاچاق‌بران بوده‌اند و بعد از مدتی که مورد سواستفاده جنسی قرار می‌گیرند، بدون پول و وسیله‌ای، از خانه بیرون می‌شوند. headtopics.com

عذرخواهی ورزشکار کره‌ای از اظهاراتش علیه جواد فروغی تجمع اعتراضی در محوطه تئاتر شهر تهران 'به خشونت کشیده شد' | DW | 31.07.2021 حمله مرگبار به نفتکش مرسر استریت؛ نخست وزیر اسرائيل انگشت اتهام را به سوی ایران نشانه برد

به گفته فرزانه خودکشی ریحانه باعث شد که مردان آن خانه، آن‌ها را بیرون کنند تا بالاخره توسط خانواده‌ای ترک به آن‌ها کمک شد تا تحت درمان قرار بگیرند و کار پیدا کنند: «ما اصلا نمی‌دانستیم سازمان ملل چیست، هرچه آن خانواده به ما می‌گفتند گوش می‌دادیم. در آن زمان هر ایرانی حق داشت که سه ماه به شکل قانونی در ترکیه زندگی کند و برای تمدید اقامتش بایستی از ترکیه خارج و دوباره وارد می‌شد. اقامت ما هم رو به پایان بود و با مشورت آن خانواده تصمیم گرفتیم به سوریه برویم و دوباره به ترکیه برگردیم. با قرض کردن برای خودم و ریحانه بلیت تهیه کردیم.»

 طبق روایت‌های فرزانه آن‌ها به سوریه وارد شدند، یک شب را در فرودگاه ماندند و با پرواز بعدی به ترکیه برگشتند. اما در همان فرودگاه ترکیه، مقابل ورودشان به خاک این کشور گرفته شد و به سوریه بازگردانده شدند: «به ما اجازه تماس هم ندادند. پلیس فرودگاه ترکیه گفت اگر دو هزار لیر وثیقه بگذارید آزاد می‌شوید. اما حتی زمان هم ندادند و یک ساعت بعد ما را به سوریه برگرداندند. یک شب در بازداشتگاه سوریه بودیم و پیگیری‌های پلیس این کشور هم به جایی نرسید. طبق قوانین سوریه در آن زمان، هر ایرانی می‌توانست سه ماه در سوریه بماند. اما برای ما یک هفته مجوز اقامت دادند. مامور به ما گفت که در آستانه جنگ هستند و نمی‌خواهند با جمهوری اسلامی مشکلی پیدا کنند. انگار وضعیت ما را استعلام کرده بودند. دقیقا تاریخ اول ژانویه ۲۰۱۱ بود.»

فرزانه و ریحانه بالاخره به خاک سوریه قدم گذاشتند. دو دختر تنها که از هتلی به هتل دیگر جابه‌جا می‌شدند و هیچ نمی‌دانستند. چندین روز طول کشید تا بالاخره به سفارت‌های کشورهای مختلف مراجعه کردند تا درنهایت در سفارت آمریکا به آن‌ها توصیه شد خود را به دفتر امور پناهندگان سازمان ملل در سوریه معرفی کنند: «ما را به شهر «دوما» فرستادند و ما درخواستمان را ثبت کردیم. در سال ۲۰۱۲ گفتند که مقصدتان کانادا مشخص شده است اما به ناگهان جنگ شد، مدیرها عوض شدند و سرنوشت ما هم تغییر کرد. دوازده روز جلوی سازمان ملل خوابیدیم. جا نداشتیم. سازمان ملل هم برای پناه‌جویان کمپ ندارد و در آن زمان هیچ منطقه سفیدی [صلح‌آمیز برای اسکان پناه‌جویان] برای ما در نظر گرفته نشد. شب‌ها و روزهای زیادی گرسنگی کشیدیم. آب آلوده می‌نوشیدیم. مثل همه سوری‌های جنگ‌زده. نمی‌توانستیم از خانه‌ها و خرابه‌ها خارج شویم. همه‌جا پر از تک‌تیرانداز بود. برای همین به کلیسا پناه بردیم و چندین سال در کلیسا کار کردیم.»

به گفته فرزانه آن‌ها بارها برای پیگیری وضعیت حقوقی و اقامتی‌شان به سازمان ملل مراجعه کرده‌اند اما هر بار بی‌پاسخ مانده‌اند: «در دفتر پناهندگی سازمان ملل اعتصاب کردیم، کف زمین خوابیدیم. اما هیچ کاری برای ما نکردند. سال ۲۰۱۸ ریحانه جلوی سازمان ملل بازهم خودکشی کرد و رگش را زد. تا بالاخره بازرس پرونده، مدارکمان را بررسی کرد. اینجا حتما باید یکی خودش را بکشد تا به پرونده‌اش رسیدگی کنند؟ حتی به ایمیل‌هایمان جواب نمی‌دهند. حتی از سفارت ایران با شماره خواهرم تماس گرفتند که باید مراجعه کنید. ما نرفتیم اما در تمام این سال‌ها لحظه‌ای هم احساس امنیت نداشتیم.» headtopics.com

مادر فرزانه و ریحانه که اصالتا کرد است، همان سال که آ‌ن‌ها در سوریه ماندگار شدند، با کمک کردهای ترکیه توانست به فرزندانش بپیوندد. آن‌ها در این سال‌ها اجازه کار نداشتند. حتی وقتی اسفندماه ریحانه برای نظافت می‌خواست به خانه متقاضی مراجعه کند، همراه با فرزانه توسط پلیس سوریه بازداشت شدند: «هیچ کمک نقدی به‌عنوان حقوق پناه‌جویی هم نداریم. اینجا همه‌چیز قرون‌وسطایی است. فکر کنید که فقط ۴۳ واحد کم داشتم که مهندسی‌ام را بگیرم. خواهرم محقق برتر ایران با دو لیسانس است. هر دو نقاش هستیم و اینجا از نقاشی‌هایمان نمایشگاه برگزار می‌کنیم. هرچند چون پناه‌جو هستیم، اسممان را درج نمی‌کنند. حق ما این نبود.»

فرزانه و ریحانه از سال ۲۰۱۲ نقاشی را به شکل حرفه‌ای شروع کردند. فرزانه همچنین در کنار نقاشی به کودکان هم آموزش می‌دهد و صنایع‌دستی کار می‌کند. بیشتر نقاشی‌های آن‌ها حول موضوع زنان است و آنچه بر این جنسیت خصوصا در خاورمیانه می‌رود: «به خاطر پناهنده بودن نتوانستم مدرک بگیرم. اما با خودم گفتم حالا که اجازه حرف زدن ندارم، پس حرف‌هایم را نقاشی می‌کنم. مردم خاورمیانه نقاشی زن برهنه را تحمل نمی‌کنند اما هر ثانیه با رفتارشان به حقوق زنان تجاوز می‌کنند. روزها و ماه‌هایی بود که نه برق داشتیم و نه غذای کافی و نه حتی آب بهداشتی، فقط کاغذ بود که حرف‌های من را رسم و غم‌هایم را ثبت می‌کرد. کار کردن در بمباران سخت بود. لبخند به لب کودکان آوردن کار آسانی نبود و نیست. صدای خمپاره می‌آمد و باید طوری وانمود می‌کردی که انگار اتفاقی نیفتاده است؛ حتی اگر یکی از شاگردهایت کشته می‌شد. من در جنگ یاد گرفتم چطور خودم را نجات دهم.»‌

از هر شش خودروی برقی در جهان یکی ساخت آلمان است | DW | 01.08.2021 کرونا در ایران؛ وقفه واکسیناسیون و شماتت شهروندان | DW | 01.08.2021 ورزشکار کره‌ای از اینکه فروغی را «تروریست» نامید عذرخواهی کرد

  ادامه مطلب: ایران وایر »

شرایط وخیم جسمانی منیره عرب‌شاهی به روایت همسرش

aidaghajar چرا اسم اون ورزشکار سرشناس برده نشده؟ به نظرم اینجور آدم‌ها باید رسوا بشند.

ناگفته‌هایی از عزل وزیر صمت به روایت مدیر موسسه دیدبان توسعهناگفته‌هایی از عزل وزیر صمت به روایت مدیر موسسه دیدبان توسعه: «رحمانی از فردای تصدی پست وزارت، رویه‌ای متفاوت در پیش گرفت طوری که گفته می‌شود لابی‌های مستمرا و نزدیکانشان با برخی نمایندگان سبب شد که طی ۱۸ ماه گذشته، در چندین مرحله جلوی تفکیک گرفته شود.»

روایت اروپایی‌هایی که نمی‌خواهند قرنطینه پایان یابدیورونیوز از بینندگان و خوانندگان اروپایی‌اش پرسیده است که با بازگشت روند زندگی به حالت عادی و برداشته شدن محدودیت‌ها، برای چه چیز قرنطینه دوران کرونا دلشان تنگ می شود؟

روایت تلاش منافقین برای جذب شجریان و بازرگان!«سازمان مجاهدین خلق»، امروز برای همه تقریبا نامی آشناست که واژگانی چون جنایت، ترور، وطن‌فروشی را در ذهن مردم تداعی می‌کند اما هنوز ناگفته‌های بسیاری در مورد سازمان یا همان فرقه رجوی وجود دارد. کص نگو مومن ! جمع_کنید_کاسه_کوزه_تون برو دوغتو بنوش ! جمع_کنید_کاسه_کوزه_تون . از جمهوری عسلامی منافق‌تر پیدا می‌کنید؟ . مرگ_بر_کلیت_و_تمامیت_جمهوری_اسلامی .

روایت یک نماینده مجلس از پشت پرده برکناری وزیر "صمت"- اخبار سیاسی - اخبار تسنیم - Tasnimمجلس به وزارت بازرگانی رای نداد وزیر برکنار شد! امیرآبادی‌فراهانی: چهارشنبه به رحمانی ابلاغ شد اگر مجلس به وزارت بازرگانی (بخوانید وزارت واردات و رانت‌خواری) رأی ندهد باید استعفا دهید، وزیر هم استعفا را نپذیرفته و برکنار شد؛ علی برکت‌الله وزير_صمت چه خبر تونه؟ چه خبرررتونه؟ لجن پراکنی اشقیا مگر كنترل مجلس با وزير بود

تحویل ۲۰۰۰ واحد مسکن ملی پرند تا پایان مردادمعاون وزیر راه و شهرسازی دستور داد تا حدود ۲۰۰۰ واحد طرح اقدام ملی مسکن در شهر جدید پرند تا پیش از هفته دولت افتتاح و به مالکان تحویل داده شود.

هفت داستان جالب هفت سال پس از بازنشستگی الکس فرگوسندر هفتمین سالگرد بازنشستگی الکس فرگوسن، این مطلب هفت داستان در مورد هفت داستان از زندگی یکی از بزرگ‌ترین مربیان تاریخ فوتبال را برایتان بازگو می‌کند؛ که احتمالا تا به حال نشنیده‌اید