اتحاد_برای_نوید, تحریم_ورزش, راستی_آزمایی

اتحاد_برای_نوید, تحریم_ورزش

تهدید خانواده‌ها و فشار نهادهای امنیتی؛ راهکار جمهوری اسلامی برای ساکت کردن ورزشکاران

12/11/2020 08:35:00 ق.ظ

منابع آگاه به ایران‌وایر اطلاع داده‌‌اند خانواده‌های برخی ورزشکاران، مربیان و داوران پناهنده حامیان کمپین اتحاد_برای_نوید تحت فشار نیروهای امنیتی قرار گرفته‌اند. مروری بر فشارهای جمهوری اسلامی بر ورزشکاران در گزارشyounesipour 👇 تحریم_ورزش راستی_آزمایی

 کمپین اتحاد برای نوید که پس از اعدام «نوید افکاری»، کشتی‌گیر جوان شیرازی شکل گرفت، برخی از ورزشکاران، مربیان و داوران ایرانی حامی این کمپین سعی کرده‌اند برای جلوگیری از اعدام، شکنجه یا تحت فشار گذاشتن ورزشکاران ایرانی از سوی جمهوری اسلامی، مجامع بین‌المللی را به تحریم ورزش ایران ترغیب کنند.

آمریکا به دنبال حمله به نفتکش اسرائیلی: به ایران پاسخ جمعی می‌دهیم کاخ سفید: اسرائیل به عنوان یک کشور مستقل می‌تواند درباره تلافی کردن حمله به کشتی خود تصمیم بگیرد نامه بیش از ۶۰ زندانی سیاسی و عقیدتی سابق درباره بازداشت‌شدگان خوزستان

«ایران‌وایر» با برخی از ورزشکاران حامی این کمپین تماس گرفت اما آن‌ها به دلیل امنیت اعضای خانواده خود، حاضر به گفت‌وگو در این باره نشدند. البته این نخستین باری نیست که جمهوری اسلامی از اهرم فشار برای ساکت یا همراه کردن ورزشکاران استفاده می‌کند.

***تاریخچه فشارهای امنیتی جمهوری اسلامی روی خانواده‌های ورزشکاران ایرانی کم از پیشینه‌ای که همین نظام برای تهدید و ایجاد ارعاب و وحشت فعالان سیاسی، مدافعان حقوق بشر یا خبرنگاران خارج از کشور از خود به جای گذاشته است، نیست.خرداد سال ۱۳۶۳ خورشیدی، «اسدالله لاجوردی»، رییس وقت «اوین» تمامی زندانیان را در سالن این زندان جمع ‌کرد. «حبیب خبیری» را از میان صفوف بیرون ‌کشید و به او چنین ‌گفت: «نمی‌خواهم تو برای ندامت به تلویزیون بیایی و مصاحبه کنی، همین‌جا توبه کن و همین لحظه آزاد شو!» headtopics.com

از میان جمعیت زنان زندانی صدایی بلند ‌شد: «حبیب! مردانه بمیر.»حبیب خبیری، کاپیتان تیم ملی فوتبال جوانان و امیدهای ایران و بازیکن تیم ملی بود. پیش از انقلاب، به «سازمان مجاهدین خلق» پیوست و پس از انقلاب در سال ۱۳۶۱ دستگیر شد.نامی از کسی که این فریاد را سر داده، منتشر نشده است اما می‌گویند که او نامزد حبیب خبیری بوده که همراه با او دستگیر شده بود. حبیب را ۳۱ خرداد همان سال تیرباران کردند؛ همراه با نامزدش.

روی دیوار یکی از سلول‌های انفرای زندان گوهردشت، سال‌های سال چنین جمله‌ای به چشم می‌خورد: «خدایا فروزانم کن تا چون عبدی در راه تو بمیرم.»این حکاکی، به جا مانده از یک همراه و هم‌بند «فروزان عبدی» بود؛ بازیکن تیم ملی والیبال زنان ایران. او را سال ۱۳۶۱ برای نخستین بار به اتهام «عضویت در سازمان مجاهدین» دستگیر کردند. بردند، زدند، شکنجه کردند و پای اعتراف اجباری نشاندند. این‌ها همه به کنار، تمام اعضای خانواده‌اش را شش ماه دستگیر کردند و به اتهام «هم‌خانواده بودن» با فروزان، به حبس بردند. سرانجام هم سال ۱۳۶۷ او را به دار آویختند.

وقتی می‌خواستند فروزان عبدی را برای اجرای حکم ببرند، یک جمله گفته بود: «این‌ها از دستمان خسته شده‌اند، می‌خواهند آزادمان کنند.»رفت و دیگر برنگشت. هنوز نشان دقیقی از خانواده‌اش در دست نیست.«هوشنگ منتظرالمهدی» هم عضو سازمان مجاهدین خلق بود. ۲۲ مرداد سال ۱۳۶۰ مدال طلای قهرمانی کشتی کشور را به گردن انداخت اما دو شب بعد، یعنی ۲۴ مرداد همراه با پدرش دستگیر شد. یک ماه بعد، هوشنگ منتظرالمهدی را اعدام کردند و پدرش را آزاد.

این روایت فقط به دهه ۶۰ خورشیدی خلاصه نمی‌شود؛ سال‌ها تلاش شد که جامعه ورزشی ایران از آن‌چه به عنوان مکتب پیش از انقلاب و فرهنگ «تحصیلات عالیه ورزشکاران» شناخته می‌شد، دور شود. هدف، ساختن جامعه ورزش منهای هرگونه دیدگاه سیاسی و اجتماعی بود. ادامه مطلب: ایران وایر »

چشم‌انداز: دوره مرگبار حسن روحانی، با ایران چه کرد؟

مردم ایران، حسن روحانی و دولت او را چگونه به یاد خواهند آورد؟ چهار ساله دوم ریاست‌جمهوری او، ایران و مردم ایران را به کدام سمت برد؟مهمانان برنامه: مهدی مهدوی...