احمد راضی: به خاطر سرمازدگی هنگام کول‌بری باید همه انگشتانم را قطع کنند

19/08/2019 07:59:00 ب.ظ

«برف و بوران سنگینی بود رفیقم زیرپایش خالی شد و ۵۰۰متر سقوط کرد. من وحشت‌زده مدتی دنبالش گشتم تا کم کم دیدم دستانم کرخت شدهاند.» گفتگوی شاهد علوی ShahedAlavi با«احمد راضی» کولبر 46ساله کُرد که ناچار است ده انگشتش را بخاطر سرمازدگی قطع کند👇 اخبار_ایران

. احمد می‌گوید: «دو ساعت و نیم و شاید سه ساعتی زمان برد تا سربالایی گردنه را بالا آمدیم و رسیدم به بالای گردنه. ادامه مسیر بیش‎تر سرپایینی می‌شد. نشستیم و کنسرو ماهی را که از بارگاه گرفته بودیم، خوردیم. خیلی سرد بود. فکر کردیم با خوردن کمی انرژی بگیریم و خستگی در کنیم و کمی گرم شویم و بعد راه بیفتیم. ساعت ۱۰ شده بود که دوباره راه افتادیم. باد بسیار سردی می‌وزید.»

بعد از دو ساعت دیگر پیاده‌روی، احمد و نازدار به نزدیکی قهوه‎‌خانه «قاضی» می‌رسند؛ جایی که به گفته احمد، کول‌بران به آن جاه «قتل‎گاه» می‌گویند: «جای خطرناکی است. کول‌برهای زیادی آن‌جا سقوط کرده‌اند. برخی از آن‌ها جان خود را از دست داده و برخی قطع نخاع شده‌اند.»

ادامه مطلب:
ایران وایر »

اعتراف صریح بازداشت‌شدگان اغتشاشات گیلان به آشوب و آسیب‌رسانی به اموال عمومی + فیلم- اخبار گیلان - اخبار استانها تسنیم | Tasnim

اخبار ایران و جهان را در خبرگزاری تسنیم بخوانید ادامه مطلب >>

احمد رازی: به خاطر سرمازدگی هنگام کول‌بری باید همه انگشتانم را قطع کنند

هشدار احمد توکلی نسبت به رشد پدیده حاشیه نشینی در اطراف شهرها​احمد توکلی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس هیات مدیره دیده بان شفافیت و عدالت با ارسال نامه‌هایی به روسای قوا ، اعضای دولت، مجلس ،قوه قضائیه، مجمع تشخیص مصلحت نظام و اعضای شورای نگهبان ،ضمن هشدار نسبت به افزایش چشمگیر حاشیه نشینی در شهرها در آینده ای نزدیک با ارایه راهکارهایی خواستار تدابیر اساسی در زمینه مسکن و اجاره مسکن شد.

نامه‌ احمد توکلی به محسنی‌اژه‌ای درباره تخلفات پرونده هفت‌سنگان قزوین- اخبار اجتماعی - اخبار تسنیم - Tasnimنامه‌ توکلی به اژه‌ای درباره تخلفات پرونده هفت‌سنگان قزوین توکلی با ارسال نامه ای به معاون اول قوه قضائیه باردیگر بر تخلف برخی از قضات و کارکنان دادگستری استان قزوین درتجاوز به اراضی کشاورزی منطقه هفت سنگان تاکید کرد و خواستار رسیدگی به جرائم ارتکابی شد

احمد توکلی: صدای شکستن استخوان‌ مستاجران را بشنوید | DW | 18.08.2019عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌گوید دولت زحمت تماشای فاجعه بی‌سرپناهی مردم را هم به خود نداده است. او از سه قوه، مجمع تشخیص و شورای نگهبان خواسته فریاد دهک‌های پایین را بشنوند و برای تعدیل اجاره‌ها چاره‌اندیشی کنند.

احمد عراقچی: مداخله ارزی خواست شمخانی و دستور روحانی بوداحمد عراقچی، معاون ارزی پیشین بانک_مرکزی که از سوی دادگاه متهم به «اخلال در نظام اقتصادی» شده، طی مصاحبه‌ای با خبرگزاری فارس گفت: «مداخله در بازار ارز به درخواست دبیرخانه شورای‌عالی امنیت ملی، دستور رییس جمهور و تایید رییس کل بانک مرکزی انجام شد.»

احمد رازی: به خاطر سرمازدگی هنگام کول‌بری باید همه انگشتانم را قطع کنند

است .است .به گزارش ایسنا، متن این نامه  به شرح زیر است: بسم الله الرحمن الرحیم رئیس و اعضای محترم هیئت دولت رئیس و نمایندگان محترم مجلس رئیس و مقامات محترم قوه قضاییه اعضای محترم شورای نگهبان رئیس و اعضای محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام سلام علیکم ما جماعت مسئول، در رده‌های مختلف، اگر ناشنوا هم شده باشیم؛ از شنیدن صدای شکستن استخوان‌های مستأجران و مستمند تنها! در زیر فشار طاقت‌فرسا و رهای! اجاره مسکن، گریزی نداریم.جناب آقای محسنی اژه‌ای معاون اول محترم قوه قضاییه سلام علیکم دیده‌بان شفافیت و عدالت طی نامه به شماره 111-198-در مورخ 09/04/1398 اعلام جرمی در موضوع تعرض به منابع کشاورزی و اراضی مزروعی تصرف شده به دست قضات و کارکنان دادگستری و برخی دیگر از مسئولان استان قزوین و بستگان آنان را منتشر و به قوه قضاییه تقدیم کرد.

احمد می‌گوید: «دو ساعت و نیم و شاید سه ساعتی زمان برد تا سربالایی گردنه را بالا آمدیم و رسیدم به بالای گردنه. ادامه مسیر بیش‎تر سرپایینی می‌شد. ادامه مسیر بیش‎تر سرپایینی می‌شد. نشستیم و کنسرو ماهی را که از بارگاه گرفته بودیم، خوردیم. چگونه وقتی بر اساس آخرین گزارش بانک مرکزی میانگین قیمت یک متر مربع واحد مسکونی در تهران، به 13. خیلی سرد بود. خیلی سرد بود. فکر کردیم با خوردن کمی انرژی بگیریم و خستگی در کنیم و کمی گرم شویم و بعد راه بیفتیم. آقای دکتر اسماعیلی با بیان اینکه این پرونده قدیمی است و پیشینه آن به قبل از انقلاب و به کارخانه نخ استان باز می‌­گردد، موضوع را در حد یک پرونده قدیمی و در ارتباط با جای دیگری عنوان کرد در حالیکه همان‌طور که سابقاً بیان شد سابقه قبل از انقلاب مربوط به تفکیک این اراضی با کاربری باغی و کشاورزی است و ارتباطی به ویلاسازی در این اراضی توسط برخی مقامات قضایی و غیرقضایی دادگستری قزوین به شکل تعاونی کارکنان، ندارد.

ساعت ۱۰ شده بود که دوباره راه افتادیم. ساعت ۱۰ شده بود که دوباره راه افتادیم. این هرج‌ومرج در بازار خرید و اجاره مسکن به شکل دهشتناکی رسیده است. باد بسیار سردی می‌وزید.» بعد از دو ساعت دیگر پیاده‌روی، احمد و نازدار به نزدیکی قهوه‎‌خانه «قاضی» می‌رسند؛ جایی که به گفته احمد، کول‌بران به آن جاه «قتل‎گاه» می‌گویند: «جای خطرناکی است.» بعد از دو ساعت دیگر پیاده‌روی، احمد و نازدار به نزدیکی قهوه‎‌خانه «قاضی» می‌رسند؛ جایی که به گفته احمد، کول‌بران به آن جاه «قتل‎گاه» می‌گویند: «جای خطرناکی است. کول‌برهای زیادی آن‌جا سقوط کرده‌اند. تابستان فصل تمدید بسیاری از قراردادهای اجاره است. برخی از آن‌ها جان خود را از دست داده و برخی قطع نخاع شده‌اند. برخی از آن‌ها جان خود را از دست داده و برخی قطع نخاع شده‌اند. قرار گرفته است.

» نازدار بچه کوچکی دارد. همان شب و در دل بوران، برای احمد تعریف می‌کند بچه‌اش گفته است بابا برف تو را نبرد. همان شب و در دل بوران، برای احمد تعریف می‌کند بچه‌اش گفته است بابا برف تو را نبرد. در سال 1379، اگر هر خانوار یک سوم درآمد ماهانه خود را پس‌انداز می‌کرد طول دوره انتظار برای خانه‌دار شدن، 12 سال بوده است. احمد می‌گوید آن‌ها عملا دو متری خودشان را هم نمی‌دیده‌اند: «دو قدم جلو می‌رفتیم، یک قدم به عقب برمی‌گشتیم. وحشت کرده بودیم. وحشت کرده بودیم. راه می‌رفتیم اما بوران چنان مسیر را پوشانده بود که رفیق راه‌ بلد من مسیر را گم کرده بود. در این وضعیت افزایش اختلاس، سرقت، رشوه، تقلب و انواع جرائم مالی دیگر نباید تعجبی را برانگیزد. در حالی که قبلاً نیز بیان شد هنگامی که تخلف توسط قانون‌دانان و کسانی که متولی برخورد با تخلف هستند صورت می­‌گیرد اهمیت بیشتری می‌یابد.

نازدار پایش را جایی گذاشت که بوران پرش کرده بود و فکر کرد راه عبور است. نازدار پایش را جایی گذاشت که بوران پرش کرده بود و فکر کرد راه عبور است. زیر پایش خالی بود. سقوط کرد. سقوط کرد. دو سوم دیگر تقاضا برای احتکار و گران کردن و بعد فروش بود. بعد فهمیدیم شاید حدود ۵۰۰ متر با بار روی کوله‌اش غَلت خورده بود. به حکم خدا، رفیقم حتی یک خراش هم برنداشته بود. به حکم خدا، رفیقم حتی یک خراش هم برنداشته بود. البته با تحولات اخیر امید است چنین نشود.

» احمد راضی گریه‌کنان از اتفاقی که برای دوستش افتاده بود، در حالی که نمی‌دانست رفیقش زنده است یا مرده، همان جا سرگردان دور خودش می‌چرخید: «بارم را انداختم و دنبال او می‌گشتم. اگر بتوانیم چنین کاری بکنیم، ولی نکنیم، خیانت نیست؟ گر چه فاعل خائن نباشد. اما عملا دور خودم می‌گشتم. اما عملا دور خودم می‌گشتم. روحیه‌ام را کاملا باخته بودم و دستانم یخ کرده بودند.» یخ‌زدگی دست احمد راضی وقتی برایش جدی‌تر می‌شود که می‌بیند در آن لحظات بحرانی، حتی قادر نیست به گوشی موبایلش که در جیبش زنگ می‌خورد، جواب دهد: «کاملا کنترلم را از دست داده بودم و نمی‌دانستم کجا هستم.» یخ‌زدگی دست احمد رازی وقتی برایش جدی‌تر می‌شود که می‌بیند در آن لحظات بحرانی، حتی قادر نیست به گوشی موبایلش که در جیبش زنگ می‌خورد، جواب دهد: «کاملا کنترلم را از دست داده بودم و نمی‌دانستم کجا هستم. اینجانب در تیرماه سال 97، با ارائه تحلیلی، راه‌حل‌هایی برای برون‌رفت از معضل، به سران قوا دادم تا از قدرتی که ولی فقیه به قصد نجات مردم نجیب از این معضلات به آن‌ها داده اند، به درستی بهره بگیرند. داشتم کم کم یخ می‌زدم.

چاره‌ای نداشتم. چاره‌ای نداشتم. ما دو سوم مسیر را آمده بودیم. اثر مهم دیگر افزایش درآمد مالیاتی دولت است که عرضه خدمات دولت را بیشتر می‌سازد و از این طریق نیز بر سطح رفاه عمومی می‌افزاید. اما راه را گم کرده بودیم و اگر می‌ماندم، یخ می‌زدم و همان‌جا می‌مردم. اما راه را گم کرده بودیم و اگر می‌ماندم، یخ می‌زدم و همان‌جا می‌مردم. ناچار بودم راه آمده را برگردم. برگشتم. برگشتم. البته چه در این جا و چه در راه حل‌های دیگر، قواعد باید طوری طراحی شوند که رفتار ذی‌نفعان با نفع عمومی هم جهت شود، نه برعکس؛ مثلا منافع بنگاه‌های املاک در افزایش قیمت اجاره و نیز قیمت خریدوفروش مسکن است.

» به بارگاه که می‌رسد، دستانش هم‌چون بادکنک باد کرده و آب زیرش را گرفته بود: «چوبی برای سوزاندن در بارگاه نبود. مردی که عصر بارها را به ما داده بود، وقتی حال من را دید، بخاری را با به آتش کشیدن پارچه و لباس‌های اضافه و لباس‌های خودش روشن کرد. مردی که عصر بارها را به ما داده بود، وقتی حال من را دید، بخاری را با به آتش کشیدن پارچه و لباس‌های اضافه و لباس‌های خودش روشن کرد. جرات نمی‌کردم به بخاری نزدیک شوم. به همین دلیل بنگاه‌های املاک در افزایش بی‌ضابطه اجاره بها و همچنین قیمت مسکن نقش جدی دارند. می‌دانستم بلایی سر دستانم آمده است و گرمای بخاری ممکن است بدترش کند. می‌دانستم بلایی سر دستانم آمده است و گرمای بخاری ممکن است بدترش کند.» احمد راضی را برای درمان ابتدا به بیمارستان «دیاله» در عراق می‌برند.

در دیاله پوست دست‎های بادکرده‌اش را بدون بی حسی برمی‌دارند و دستانش را پانسمان می‌کنند. در دیاله پوست دست‎های بادکرده‌اش را بدون بی حسی برمی‌دارند و دستانش را پانسمان می‌کنند. از سیاست‌های تشویقی مانند تخفیف مالیاتی برای موجران منصف نباید غفلت کرد. به او می‌گویند کار دیگری از دست آن‎ها برنمی‌آید و به او توصیه می‌کنند در ایران درمان را ادامه دهد. راضی به ایران بازمی‌گردد و به بیمارستان «امام» در کرمانشاه می‌رود. رازی به ایران بازمی‌گردد و به بیمارستان «امام» در کرمانشاه می‌رود. در آن‌جا پنج روز بستری می‌شود. با احترام احمد توکلی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس هیأت مدیره سازمان مردم نهاد دیده‌بان شفافیت و عدالت انتهای پیام. در این پنج روز، یک بار او را عمل می‌کنند. در این پنج روز، یک بار او را عمل می‌کنند.

احمد راضی اما بدون کامل شدن درمانش، به درخواست خودش از بیمارستان ترخیص می‌شود: «گفتند کارت تمام نشده است اما می‌دانستم به من ترحم می‌کنند. پولی نداشتم بدهم و غرورم شکسته بود (بغض می‌کند). پولی نداشتم بدهم و غرورم شکسته بود (بغض می‌کند). عزت نفسم اجازه نمی‌داد زیر بار این نگاه‌ها بمانم.» «ابراهیم علی‌پور»، عکاس و روزنامه‌نگاری که با عکس‌های اخیرش از دست احمد، توجه‌ها را به او جلب کرد، می‌گوید راضی بیمارستان را ترک کرد چون پولی برای پرداخت هزینه‌های درمانی نداشت.» «ابراهیم علی‌پور»، عکاس و روزنامه‌نگاری که با عکس‌های اخیرش از دست احمد، توجه‌ها را به او جلب کرد، می‌گوید رازی بیمارستان را ترک کرد چون پولی برای پرداخت هزینه‌های درمانی نداشت. علاوه بر این، احمد شنیده بود که دکتر گیاهی در شهر «صحنه» با داروهای گیاهی بسیار ارزان‌تر از داروهای پزشکی، به طوری‌که او بتواند هزینه‌اش را پرداخت کند، می‌تواند کمک کند مشکل دست و انگشت‌هایش را حل کند.

اما وضعیت فعلی انگشتان احمد نشان می‌دهد، انگشتانش نه تنها بهبود پیدا نکرده بلکه بدتر هم شده‎اند. اما وضعیت فعلی انگشتان احمد نشان می‌دهد، انگشتانش نه تنها بهبود پیدا نکرده بلکه بدتر هم شده‎اند. علی‌پور می‌گوید اگر همان روزهای نخست بعد از آن اتفاق برای درمان کامل دستان احمد اقدام جدی می‌شد، وضعیت انگشتانش به این دردناکی نمی‌شد و احتمالا قابل درمان بود. اما راضی می‌گوید: «من تا مچ دستم سیاه شده بود. اما رازی می‌گوید: «من تا مچ دستم سیاه شده بود. داروهای گیاهی واقعا تا حدی تاثیر می‌کرد. کم‌کم از مچ دستم بهبود شروع شد تا رسید به انگشتانم. کم‌کم از مچ دستم بهبود شروع شد تا رسید به انگشتانم.

انگشتانم اما قابل درمان نبودند. عملا مویرگ‌هایشان را سرما سوزانده بود. عملا مویرگ‌هایشان را سرما سوزانده بود.» انگشتان احمد راضی اکنون به شدت عفونی شده‎اند. می‌گوید خودش می‌داند که الان دیگر آسیب دیدگی انگشتانش به جایی رسیده است که باید هر ۱۰ انگشتش قطع شود و هیچ درمان و راه چاره دیگری هم ندارد. می‌گوید خودش می‌داند که الان دیگر آسیب دیدگی انگشتانش به جایی رسیده است که باید هر ۱۰ انگشتش قطع شود و هیچ درمان و راه چاره دیگری هم ندارد. او از ۲۵ بهمن سال پیش که دچار این مشکل شده و با خواهرش که او هم بی‎کار است، زندگی می‌کند.

این خواهر و برادر پدر و مادرشان را نزدیک به ۱۶ سال پیش از دست داده‌اند. این خواهر و برادر پدر و مادرشان را نزدیک به ۱۶ سال پیش از دست داده‌اند. احمد راضی با بغض می‌گوید که در این مدت با کمک آشنایان و دوستان زندگی‌ خود را اداره کرده‌اند. علی‌پور که پس از دیدار با احمد راضی و دیدن وضعیت او، با انتشار چند عکس از انگشتانش، کمپینی برای جمع‌آوری کمک‌های مالی برای درمان احمد راه انداخته است، می‌گوید در کم‎تر از  ۱۰ ساعت، ۲۰ میلیون تومان پول جمع شده است و آن‌ها در تلاش هستند اوایل هفته آینده برای درمان و جراحی‌ دستان احمد راضی اقدام کنند. علی‌پور که پس از دیدار با احمد رازی و دیدن وضعیت او، با انتشار چند عکس از انگشتانش، کمپینی برای جمع‌آوری کمک‌های مالی برای درمان احمد راه انداخته است، می‌گوید در کم‎تر از  ۱۰ ساعت، ۲۰ میلیون تومان پول جمع شده است و آن‌ها در تلاش هستند اوایل هفته آینده برای درمان و جراحی‌ دستان احمد رازی اقدام کنند. این عکاس و روزنامه‌گار این را هم اضافه می‌کند که اگرچه وضعیت احمد رازی دردناک و بسیار فوری است اما کول‌بران مجروح بسیاری بدون حمایت مانده‌اند و زندگی بسیار دشواری دارند: «من نزدیک به دو سال است روی پروژه عکاسی در مورد کول‌بران کار می‌کنم. کول‌بران مجروح و قطع نخاعی و یا با سایر آسیب‌های جدی کم نیستند؛ برای نمونه، هشت کول‌بر قطع نخاعی داریم که در نتیجه شلیک گلوله، مجروح و قطع نخاع شده‌اند. کول‌بران مجروح و قطع نخاعی و یا با سایر آسیب‌های جدی کم نیستند؛ برای نمونه، هشت کول‌بر قطع نخاعی داریم که در نتیجه شلیک گلوله، مجروح و قطع نخاع شده‌اند.

کول‌بری را داریم که گلوله به چشمش اصابت کرده است و هر دو چشمش را تخلیه کرده‌اند. موارد دیگر دردناک مثل این بسیار هستند. موارد دیگر دردناک مثل این بسیار هستند. من در این پروژه تاکنون از ۱۶ کول‌بر مجروح عکاسی کرده‌ام و هنوز هم کسانی بسیار دیگری مانده‌اند.» .».